تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
ب . علم و معلوم در ذهن يك چيز بيش نيست . مثلًا ما زيد را تصور مىكنيم و صورتى از زيد در ذهن ما پيدا مىشود . اين صورت ، هم علم ماست زيرا ادراك ماست [ و هم معلوم ماست ] زيرا آنچه بالذات بر ما مكشوف است و نام « زيد » به آن مىدهيم همان صورت است و بس ، اما زيد خارجى مستقيماً معلوم و متصوَّر ما نيست ، بلكه به تبع اين صورت ، معلوم و متصوَّر ما مىشود و لهذا حكما صورت ذهنى را « معلوم بالذات » و شىء خارجى را « معلوم بالعرض » اصطلاح كرده‌اند . ج . هنگام علم و ادراك ، نفس ماهيّت اشياء در ذهن وجود پيدا مىكند . اين مقدّمه همان عقيدهء حكما در باب « وجود ذهنى » است كه در اين فصل مطرح است . د . علم و ادراك مطلقا از مقولهء كيف است . حكما به تبع ارسطو معتقدند تمام اشياء خارجى در يكى از مقولات دهگانهء ذيل داخلند : جوهر ، كيف ، كمّ ، اضافه ، متى ، أين ، فعل ، انفعال ، جده ، وضع « 1 » . حكما مىگويند كيف بر دو قسم است : جسمانى و نفسانى ، و مىگويند كيف نفسانى اقسام و انواع مختلفى دارد و علم يكى از كيفيّات نفسانى است . ه . مقولات ، متباينات بالذات‌اند . محال است شىء واحد داخل در دو مقوله باشد ، زيرا لازم مىآيد شىء واحد داراى بيش از يك ذات و ماهيّت باشد . اكنون مىگوييم اگر هنگام علم و ادراك ، نفس ماهيّت اشياء در ذهن پيدا شوند ( به حكم مدّعاى وجود ذهنى كه در مقدّمهء سوم اشاره شد ) از آنجا كه ادراك و مدرَك در ذهن يك چيز است ( به حكم مقدّمهء دوم ) و ادراك از مقولهء كيف است ( به حكم مقدّمهء چهارم ) لازم مىآيد همهء ماهيّاتِ تصور شده از هر مقوله‌اى كه باشند ، در ذهن داخل در مقولهء كيف باشند و اين محال است ، زيرا مقولات متباينات بالذات‌اند و ممكن نيست شىء واحد داخل در دو مقوله باشد ( به حكم مقدمهء پنجم ) . اينجاست كه به اصطلاح « عويصه » اى ( سختى ، دشوارى ) پيدا مىشود و به قول حاجى سبزوارى در شرح منظومه : فهذا الاشكال جعل العقول حيارى و الافهام صرعى فاختار كلّ مهربا . اين اشكال عقلها را حيران و فهمها را سرگشته كرده است و هر دسته‌اى راه فرارى براى رفع اشكال انتخاب كرده‌اند .
هامش
( 1 ) . تفصيل مقولات در مقصد دوم كتاب منظومه آمده است .