نَظَمتُها فِى الحِكمَةِ الّتى سمتُ * فِى الذِّكرِ بِالخِيرِ الكَثيرِ سَمَّيتُ
اين منظومه را در حكمت اعلى به رشته كشيدم
همانكه در قرآن با نام « خير فراوان » نام برده شده است
شرح : در مصراع دوم اين بيت اشاره مىكند به آيهء 269 از سورهء بقره كه مىفرمايد :
يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً .
خداوند به آنكه بخواهد و مصلحت بداند « حكمت » عطا مىفرمايد و هر كه به او حكمت عطا شود خير فراوان به او داده شده است « 1 » .
سَمَّيتُ هَذا غُرَر الفَرائِد * أَودَعتُ فِيها عَقدُ العَقائِد
اين كتاب را « غرر الفرائد » ناميدم
و در اين كتاب عقايد و افكار گره مانندى به وديعت نهادم
شرح : منظومهء حاجى سبزوارى مجموعاً دو بخش است و خود مؤلّف هر بخش را كتابى جداگانه قرار داده و نامى خاص بر آن نهاده است :
الف . منطق .
ب . حكمت .
بخش منطق را « اللّئالى المنتظمة » و بخش حكمت را كه اكنون قسمتى از آن را شرح مىكنيم « غُرَرُ الفَرائِد » ناميده است .
فَها أَنا الخائِض فِى المَقصود * بِعونِ رَبّى واجِب الوُجود
هامش
( 1 ) . حكمت يعنى دريافت حقيقت . از آن جهت به دريافت حقيقت « حكمت » گفته مىشود كه استحكام دارد و پشتوانهاش واقعيت است ؛ بر خلاف دريافتهاى غير منطبق با واقعيت كه استحكام ندارد و مانند خانهء عنكبوت سست و بى بنياد است . فلسفهها به هر اندازه صحيح و مطابق با واقع باشند شايستگى اين واژهء مقدس را دارند .
بشر در تلاشهاى خويش در جستجوى « حكمت » يعنى دريافتى صحيح و منطبق با واقعيت است و اما اينكه چه اندازه در اين راه توفيق حاصل كرده است خدا مىداند . بديهى است كه پيروان هر مكتبى به هر نسبت كه به عقايد و افكار خويش ايمان داشته باشند آن را « حكمت » تلقى مىكنند . حاجى سبزوارى كه مؤمن به مكتب فلسفى اسلامى و بالخصوص به نحلهء صدرايى است ، مطالب اين فلسفه را بلا ترديد مصداق « حكمت » مىداند .