تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
پس معلوم مىشود كه « هستى » غير از « چيستى » است . از طرفى مىدانيم كه اين كثرت ، يعنى دو گانگى ماهيت و وجود ، صرفاً ذهنى است ؛ يعنى در ظرف خارج ، هر چيزى دو چيز نيست . پس يكى از ايندو عينى و اصيل است و ديگرى اعتبارى و غير اصيل . البته اين بحث دامنهء درازى دارد و غرض ما در اين « كلّيات » آشنايى با اصطلاح است . آنچه اينجا بايد بدانيم اين است كه مسألهء اصالت وجود و ماهيت ، سابقهء تاريخى زيادى ندارد ؛ اين مسأله در جهان اسلام ابتكار شده است . فارابى و بوعلى و خواجه نصير الدين طوسى و حتى شيخ اشراق بحثى به عنوان اصالت ماهيت و اصالت وجود طرح نكرده‌اند . اين بحث در زمان ميرداماد ( اوايل قرن يازدهم هجرى ) وارد فلسفه شد . ميرداماد اصالت ماهيّتى بود ، اما شاگرد نامدارش صدرالمتألّهين اصالت وجود را به اثبات رساند و از آن تاريخ همهء فلاسفه‌اى كه انديشهء قابل توجهى داشته‌اند اصالت وجودى بوده‌اند . ما در جلد سوم اصول فلسفه و روش رئاليسم نقش خاص عرفا و متكلّمين و فلاسفه را در مقدماتى كه منتهى به پيدايش اين فكر فلسفى براى صدرالمتألّهين گشت تا اندازه‌اى بيان كرده‌ايم . ضمناً اين نكته نيز خوب است گفته شود كه در عصر ما فلسفه‌اى رونق گرفته كه آن نيز گاهى به نام « فلسفهء اصالت وجود » خوانده مىشود و آن فلسفهء اگزيستانسياليسم « 1 » است . آنچه در اين فلسفه به نام « اصالت وجود » خوانده مىشود مربوط به انسان است و دربارهء اين مطلب است كه انسان بر خلاف ساير اشياء يك ماهيت مشخصِ پيش بينى شده و يك قالب معيّن طبيعى ندارد ؛ انسان چيستى خود را خود طرح ريزى مىكند و خود مىسازد . اين مطلب تا حدود زيادى مطلب درستى است و در فلسفهء اسلامى تأييد شده است ؛ ولى آنچه در فلسفهء اسلامى به نام « اصالت وجود » خوانده مىشود اولًا اختصاص به انسان ندارد ، مربوط است به همهء جهان ؛ ثانياً در اصالت وجود اسلامى بحث دربارهء اصالت به معنى عينيّت در مقابل اعتباريّت و ذهنيّت است و بحث اگزيستانسياليسم دربارهء اصالت به معنى تقدّم است ، و به هر حال ايندو را نبايد يكى پنداشت .
هامش
( 1 ) .Existencialism.
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 160 | مرتضى مطهرى