ب . دستهء ديگر ، مسائل مربوط به اقسام هستى است . هستى به نوبهء خود اقسامى دارد كه به منزلهء انواع آن به شمار مىروند و به عبارت ديگر : هستى داراى تقسيماتى است ، از قبيل تقسيم به عينى و ذهنى ، تقسيم به واجب و ممكن ، تقسيم به حادث و قديم ، تقسيم به ثابت و متغير ، تقسيم به واحد و كثير ، تقسيم به قوّه و فعل ، تقسيم به جوهر و عرض . البته مقصود ، تقسيمات اوليهء هستى است ؛ يعنى تقسيماتى كه بر هستى وارد مىشود از آن جهت كه هستى است .
مثلًا انقسام به سفيد و سياه يا بزرگ و كوچك ، مساوى و نا مساوى ، طاق و جفت ، بلند و كوتاه و امثال اينها از انقسامات موجود بما هو موجود نيست ، بلكه از انقسامات موجود بما هو جسم يا موجود بما هو متكمّم ( كمّيت پذير ) است ؛ يعنى جسميت از آن جهت كه جسميت و يا كمّيت از آن جهت كه كمّيت است اين انقسامات را مىپذيرد .
اما انقسام به واحد و كثير ، يا واجب و ممكن ، انقسام موجود بما هو موجود است .
در فلسفه راجع به ملاك اين انقسامات و تشخيص اين كه چه انقسامى از انقسامات موجود بما هو موجود است و چه انقسامى از اين انقسامات نيست تحقيق دقيق شده است ، احياناً به مواردى بر مىخوريم كه برخى تقسيمات را بعضى از فلاسفه از تقسيمات جسم بما هو جسم مىدانستهاند و خارج از حوزهء فلسفه اولى فرض مىكردهاند و بعضى ديگر به دلائلى آنها را از تقسيمات موجود بما هو موجود دانسته و داخل در حوزهء فلسفهء اولى شمردهاند و ما در همين درسها به بعضى از آنها اشاره خواهيم كرد .
ج . دستهء ديگر مسائلى است كه مربوط است به قوانين كلى حاكم بر هستى ، از قبيل علّيت ، سنخيت علت و معلول ، ضرورت حاكم بر نظام علت و معلول ، تقدم و تأخر و معيّت در مراتب هستى .
د . برخى ديگر ، مسائل مربوط به اثبات طبقات هستى يا عوالم هستى است ؛ يعنى هستى طبقات و عوالم خاص دارد . حكماى اسلامى به چهار عالم كلى يا به چهار نشئه معتقدند :
عالم طبيعت يا ناسوت .
عالم مثال يا ملكوت .
عالم عقول يا جبروت .
عالم الوهيت يا لاهوت .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٥٨