تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١

درس هفتم : عينى و ذهنى

يكى از تقسيمات هستى اين است كه هستى يك شىء ، يا عينى است و يا ذهنى . هستى عينى يعنى هستى خارجى كه مستقل از ذهن انسان است . مىدانيم كه مثلًا كوه و دريا و صحرا در خارج از ذهن ما و مستقل از ذهن ما وجود دارند . ذهن ما خواه آنها را تصور كند و خواه تصور نكند ، بلكه خواه ما و ذهن ما وجود داشته باشيم و خواه وجود نداشته باشيم ، كوه و دريا و صحرا وجود دارد . ولى همين كوه و دريا و صحرا وجودى هم در ذهن ما دارند . آنگاه كه ما تصور مىكنيم آنها را ، در حقيقت آنها را در ذهن خود وجود مىدهيم . وجودى كه اشياء در ذهن ما پيدا مىكنند « وجود ذهنى » ناميده مىشود . اينجا جاى دو پرسش هست : يكى اين كه به چه مناسبت تصويرهايى كه از اشياء در ذهن ما پيدا مىشوند ، به عنوان وجودى از آن اشياء در ذهن ما تلقى مىشود ؟ اگر چنين است پس مىبايست تصويرى هم كه از اشياء بر روى ديوار يا كاغذ نقش مىبندد نوعى ديگر از وجود خوانده شود به نام وجود ديوارى يا كاغذى . ما اگر تصويرات ذهنى را به نوعى « وجود » براى شىءِ تصوير شده تعبير كنيم در حقيقت يك « مَجاز » به كار برده‌ايم نه حقيقت ، و حال اين كه سر و كار فلسفه بايد با حقيقت باشد . ديگر اين كه مسألهء « وجود ذهنى » در حقيقت مربوط به انسان است و يكى از
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 161 | مرتضى مطهرى