تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 962

مساهمون:

ص٩٦٢
طبق عقيدهء ما آنها كافرند ، اما آنها خود را مسلمان مىدانستند ، بلكه فقط خودشان را مسلمان مىدانستند و ديگران را بىدين و خارج از دين به حساب مىآوردند . هيچ كس ادعا نكرده كه خوارج به اسلام عقيده نداشته‌اند بلكه همه اعتراف دارند كه آنها شديدا و با تعصب زيادى به اسلام معتقد بودند . خصلت بارز اينها دوريشان از فكر و تعقل است . خود على ( ع ) كه از آنها نام مىبرد آنها را مردمى معتقد ولى جاهل و قشرى معرفى مىكند . مردمى بودند متعبد ، شب‌زنده‌دار و قارى قرآن ، اما جاهل و سبك‌مغز و كم تعقل ، و بلكه مخالف فكر و تعقل در كار دين . على ( ع ) در آن اتمام حجتى كه با آنها فرمود به آنها گفت : « و قد كنت نهيتكم عن هذه الحكومة فابيتم علىّ اباء المخالفين المنابذين حتّى صرفت رأيى الى هواكم و انتم معاشر اخفّاء الهام سفهاء الاحلام » ( 1 ) شما امروز به من اعتراض داريد در امر حكميت و مىگوييد خطا بود و ما توبه كرديم و تو هم توبه كن و قرار را نقض كن . من اول كار به شما گفتم كه تسليم حكميت نشويم و شما آن وقت سخت ايستاديد و شمشير كشيديد و گفتيد ما به خاطر قرآن مىجنگيم و اينها قرآن را جلو آورده‌اند ، تا من كرها و اجبارا تن دادم و پيمان بستم . حالا مىگوييد غلط بود و به من تكليف مىكنيد آن را نقض كنم . چطور نقض كنم و حال آنكه در قرآن فرموده :
« أَوْفُوا بِالْعُقُودِ »
( 2 ) . پيغمبر با مشركين كه پيمان مىبست هرگز نقض نمىكرد ، جايز نمىدانست با طرف غدر و مكر شود و بر خلاف پيمان رفتار شود ، طرف هر كس بود و لو مشرك و بت‌پرست بود ، حالا شما بعد از عقد پيمان به من تكليف مىكنيد نقض كنم ! اين مطالب را على ( ع ) در مواقع مختلف به آنها فرمود . آن جمله‌اى كه درد اصلى آنهاست همين بود كه فرمود : « و انتم معاشر اخفّاء الهام سفهاء الاحلام » شما گروهى هستيد سبك‌مغز و كم خرد و نادان . عيب كار شما هم همين است . يك روز با شدت از حكميت طرفدارى مىكنيد و يك روز به اين شدت آن را كفر و ارتداد مىخوانيد . تاريخ خوارج ، عجيب و عبرت‌انگيز است ، از اين نظر كه وقتى عقيدهء دينى با جهالت و نادانى و تعصب خشك آميخته شود چه مىكند . ابن عباس وقتى كه به فرمان امير المؤمنين ( ع ) مأمور شد برود با آنها صحبت
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 36 . ( 2 ) . مائده / 1 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 962 | مرتضى مطهرى