تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 961

مساهمون:

ص٩٦١
معنوى . در آدمى حسى هست كه گاهى به خيال خود مىخواهد در برابر امور دينى زياد خضوع كند ، آن وقت به صورتى خضوع مىكند كه بر خلاف اجازهء خود دين است يعنى چراغ عقل را دور مىاندازد و در نتيجه راه دين را هم گم مىكند . از رسول اكرم روايت شده : « قصم ظهرى رجلان : جاهل متنسّك و عالم متهتّك يا : قطع ظهرى اثنان : جاهل متنسّك و عالم متهتّك » ( 1 ) دو نفر پشت مرا و پشت دين مرا شكستند : نادان متعصب و زاهد ، و ديگر عالم لا ابالى . در حديث است : خداوند دو حجت دارد ، يكى حجت باطن ، ديگر حجت ظاهر ، حجت باطن عقل است و حجت ظاهر پيغمبران .

على ، قربانى جمودها

داستان شهادت على ( ع ) و امورى كه موجب شد آن حضرت شهيد شود از همين نظر كه امشب صحبت كردم يعنى از نظر انفكاك تعقل از تدين ، داستان عبرت‌انگيزى است . على ( ع ) در مسجد در حالى كه مشغول نماز بود يا آمادهء نماز مىشد ، ضربت خورد و در اثر همان ضربت شهيد شد . درست است كه « و قتل فى محرابه لشدّة عدله » آن تصلّب و انعطاف‌ناپذيرى در امر عدالت برايش دشمنها درست كرد ، جنگ جمل و جنگ صفّين بپاكرد ، اما در نهايت ، دست جهالت و جمود و ركود فكرى از آستين مردمى كه به نام خوارج ناميده مىشدند بيرون آمد و على ( ع ) را شهيد كرد .

خوارج

در صفّين داستان حكميّت پيش آمد ، يك دسته از ياران و اصحاب على ( ع ) از اطاعتش سرباززدند و مذهب خارجى را به وجود آوردند . شمشيرى كه بر فرق على خورد به دست يك مرد خارجى مذهب بود . خوارج از فرق اسلامى هستند . گواينكه
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 2 / ص 106 و 111 .