كه در حديث آمده افسادش بيش از اصلاحش است .
در مورد ساير تكاليف ، گفته نشده كه شرطش اين است كه بدانى يا احتمال بدهى اين كار تو فايده دارد ، اگر احتمال فايده مىدهى بكن و اگر احتمال نمىدهى نكن ، و حال آنكه در هر تكليفى - چنان كه قبلا عرض كردم - فايدهاى و مصلحتى منظور شده ، زيرا تشخيص آن مصلحتها بر عهدهء مردم گذاشته نشده . دربارهء نماز گفته نشده اگر ديدى به حالت مفيد است بخوان و اگر ديدى مفيد نيست نخوان . حتى در روزه هم گفته نشده اگر احتمال مىدهى فايده دارد بگير و اگر احتمال نمىدهى نگير . در روزه گفته شده اگر ديدى به حالت مضرّ است نگير . همچنين در حج يا زكات يا جهاد اينطور قيدى نشده ، اما در باب امر به معروف اين قيد هست كه ببين چه اثرى و چه عكس العملى دارد و آيا كار تو و عمل تو در جهت صلاح اسلام و مسلمين است يا نه ؟ در اين تكليف هر كسى حق دارد بلكه واجب است كه منطق را و عقل را و بصيرت در عمل را و توجه به فايده را دخالت دهد . اين عمل كه به نام « امر به معروف و نهى از منكر » خوانده مىشود تعبدى محض نيست .
عقيدهء خوارج در امر به معروف
اين جهت كه اعمال بصيرت در امر به معروف و نهى از منكر واجب است مورد اتفاق جميع فرق اسلامى است به استثناى خوارج . خوارج روى همان جمود و خشكى و تعصب خاصى كه داشتند مىگفتند امر به معروف و نهى از منكر تعبد محض است ، شرط احتمال اثر و عدم ترتب مفسده ندارد ، نبايد نشست در اطرافش حسابگرى كرد ، تكليفى است بايد چشم بسته انجام داد . خوارج طبق همين عقيده با علم به اينكه كشته مىشوند و خونشان هدر مىرود و با علم به اينكه هيچ اثر مفيدى بر قيامشان مترتب نيست قيام مىكردند ، ترور مىكردند ، شكم پاره مىكردند ، و لهذا اينها نه فقط در عمل بصيرت نداشتند بلكه منكر بصيرت در عمل در باب امر به معروف و نهى از منكر بودند و از اين راه مصيبتى بزرگ براى عالم اسلام به وجود آوردند .