دستور برادرم مىروم . تا آنجا كه [ ابو جعفر ] مىگويد يك سالى به مكه رفتم و در آنجا اين داستان را براى حضرت صادق نقل كردم و حضرت هم نظريات مرا تأييد كرد .
دو حديث ديگر از امام صادق ( ع )
حديث ديگر اينكه امام صادق فرمود : « انّ الارض لا تخلو الّا و فيها امام » ( 1 ) زمين هيچگاه خالى از امام باقى نمىماند . [ و نيز از آن حضرت است كه : ] « لو بقى اثنان لكان احدهما الحجّة على صاحبه » ( 2 ) اگر دو نفر در روى زمين باقى بمانند يكى از اينها بايد حجت در روى زمين باشد ، غير از اين نيست .
روايتى از حضرت رضا ( ع ) در اين زمينه ما احاديث زيادى داريم . روايت مفصلى است مربوط به حضرت رضا ( ع ) كه مردى به نام عبد العزيز بن مسلم مىگويد : « كنّا مع الرّضا عليه السّلام بمرو فاجتمعنا فى الجامع يوم الجمعة فى بدء مقدمنا » ما با امام رضا ( ع ) در مرو بوديم در سفرى كه حضرت در جريان ولايتعهدى به خراسان مىرفتند . در يك روز جمعه در مسجد جامع بوديم و امام حضور نداشت . مردم جمع بودند و مسألهء امامت مطرح بود و صحبت مىكردند . بعد من رفتم خدمت حضرت رضا و صحبتها را نقل كردم . امام تبسّمى مسخرهآميز كرد كه اينها اصلا چه مىفهمند ؟ ! اصلا نمىفهمند موضوع چيست . بعد فرمود : « جهل القوم و خدعوا عن آرائهم » اينها جاهلند و در آراء و عقايدشان فريب خوردهاند . خداوند پيغمبر خود را نبرد مگر آنكه دين خودش را تكميل كرد و قرآن را نازل كرد كه در آن بيان هر چيزى هست از حلال و حرام و حدود و احكام و جميع آنچه كه مردم در راه دين به آن احتياج دارند ، و بعد فرمود : « ما فرّطنا فى الكتاب من شىء » ما در اين كتاب هيچ چيزى را كوتاهى نكرديم يعنى همه را گفتيم ( لا اقل مقصود دستورات حرام و حلال و تكاليف مردم است . در حجّة الوداع هم پيغمبر
هامش
( 1 ) . همان ، ص 251 .
( 2 ) . همان ، ص 253 .