تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 937

مساهمون:

ص٩٣٧
كرد : « من اين اثبتّ الانبياء و الرّسل ؟ » تو انبياء و رسل را به چه دليل اثبات مىكنى ؟ امام در پاسخ خود تكيه كرد بر مسألهء توحيد ، فرمود : انّا لمّا اثبتنا انّ لنا خالقا صانعا متعاليا عنّا و عن جميع ما خلق و كان ذلك الصّانع حكيما متعاليا لم يجز ان يشاهده خلقه و لا يلامسوه فيباشرهم و يباشروه و يحاجّهم و يحاجّوه ثبت انّ له سفراء فى خلقه يعبّرون عنه الى خلقه و عباده و يدلّونهم على مصالحهم و منافعهم و ما به بقائهم و فى تركه فنائهم فثبت الآمرون و النّاهون عن الحكيم العليم فى خلقه . . . خلاصه اينكه ريشهء اثبات انبياء و رسل ، خود اثبات خداست با صفات و شئونش . وقتى شناختيم كه ما خالق و صانعى داريم حكيم و متعالى از ما ، يعنى ما نمىتوانيم با حواس و مداركى كه داريم با او در تماس مستقيم باشيم و او را شهود يا لمس كنيم يا با او محاجّه و سؤال و جواب كنيم ، با توجه به اينكه ما نيازمنديم كه او ما را [ راهنمايى كند ] زيرا فقط او كه حكيم است ، به مصالح و منافع واقعى ما آگاه است ، بنابراين بايد يك موجودى كه داراى دو جنبه است : از طرفى با خدا در تماس است يعنى مىتواند از او وحى تلقى كند ، و از طرف ديگر ما مىتوانيم با او تماس بگيريم وجود داشته باشد و وجود چنين كسانى لازم و واجب مىشود . آنگاه دربارهء اين افراد مىفرمايد : « حكماء مؤدّبين بالحكمة » خود اينها بايد حكيمانى باشند و به حكمت تأديب شده باشند . « مبعوثين بها » به حكمت مبعوث شده باشند يعنى دعوتشان دعوت حكمت باشد . « غير مشاركين للنّاس على مشاركتهم لهم فى الخلق » در عين اينكه در خلقت با مردم شريكند ، در يك جهاتى بايد با مردم شريك نباشند ، يك جنبهء علاوه‌اى ، روح علاوه‌اى بايد در آنها وجود داشته باشد . « مؤيّدين من عند الحكيم العليم بالحكمة » و مؤيّد از ناحيهء او باشند . « ثمّ ثبت ذلك فى كلّ دهر و زمان » در تمام ازمنه چنين وسائطى لازم است « لكيلا تخلو الارض من حجّة يكون معه علم يدلّ على صدق مقالته و جواز عدالته » ( 1 ) .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 / ص 236 و 237 ( كتاب الحجّة ) .