تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 938

مساهمون:

ص٩٣٨

زيد بن على و مسألهء امامت

زيد بن على بن الحسين برادر امام باقر مرد صالح و بزرگوارى است . ائمهء ما او و قيامش را تقديس كرده‌اند . در اين جهت اختلاف است كه آيا زيد خودش واقعا مدعى خلافت براى خودش بود يا اينكه امر به معروف و نهى از منكر مىكرد و خودش مدعى خلافت نبود بلكه خلافت را براى امام باقر مىخواست . قدر مسلّم اين است كه ائمهء ما او را تقديس كرده و شهيد خوانده‌اند . در همين كافى هست كه : « مضى و اللّه شهيدا » او شهيد از دنيا رفت . منتها صحبت اين است كه آيا خودش مشتبه بود يا نه ؟ روايتى كه اكنون مىخوانيم دلالت مىكند بر اينكه خود او مشتبه بود . حالا چطور مىشود كه چنين آدمى مشتبه باشد ، مطلب ديگرى است . مردى است از اصحاب امام باقر ( ع ) كه به او ابو جعفر احول مىگويند . مىگويد زيد بن على در وقتى كه مخفى بود دنبال من فرستاد . به من گفت آيا اگر يكى از ما خروج و قيام كند تو حاضرى همكارى كنى ؟ گفتم اگر پدر و برادرت قبول كنند بله ، در غير اين صورت نه . گفت من خودم قصد دارم ، به برادرم كارى ندارم ، آيا حاضرى از من حمايت كنى يا نه ؟ گفتم نه . گفت چطور ؟ آيا تو مضايقه از جانت دارى دربارهء من ؟ گفتم : « انّما هى نفس واحدة فان كان للّه فى الارض حجّة فالمتخلّف عنك ناج و الخارج معك هالك و ان لا تكن للّه حجّة فى الارض فالمتخلّف عنك و الخارج معك سواء » من يك جان بيشتر ندارم . تو هم كه مدعى نيستى كه حجت خدا باشى . اگر حجت خدا غير از تو باشد ، كسى كه با تو خارج بشود خودش را هدر داده بلكه هلاك شده است و اگر حجتى در روى زمين نباشد ، من چه با تو قيام كنم و چه قيام نكنم هر دو على السويّة است . او مىدانست كه منظور زيد چيست . مطابق اين حديث مىخواهد بگويد امروز در روى زمين حجتى هست و آن حجت برادر توست و تو نيستى . خلاصهء سخن زيد اين است كه چطور تو اين مطلب را فهميدى و من كه پسر پدرم هستم نفهميدم و پدرم به من نگفت ؟ آيا پدرم مرا دوست نداشت ؟ و اللّه پدرم اين قدر مرا دوست داشت كه من را در كودكى كنار خودش بر سر سفره مىنشاند و اگر لقمه‌اى داغ بود براى اينكه دهانم نسوزد آن را سرد مىكرد و بعد به دهان من مىگذاشت . پدرى كه اين مقدار به من علاقه داشت كه از اينكه بدنم با يك لقمهء داغ بسوزد مضايقه داشت ، آيا از اينكه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 938 | مرتضى مطهرى