تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 942

مساهمون:

ص٩٤٢
ابعد غورا است از اينكه مردم به عقل خودشان امام را درك كنند و در رأى خويش به او برسند و چنين شخصى را به اختيار خودشان انتخاب كنند « انّ الامامة خصّ اللّه عزّ و جلّ بها ابراهيم الخليل بعد النّبوّة و الخلّة » اگر مىخواهيد معنى واقعى امامت را بفهميد [ بدانيد كه امامت ] غير از اين مسائلى است كه مردم ما در اين زمان مىگويند كه يك خليفه‌اى انتخاب كنيم براى پيغمبر ولى جانشين پيغمبر فقط كارهاى مردم را اداره كند . امامت آن مقامى است كه ابراهيم ( ع ) بعد از نبوت به آن مىرسد و در آن حال خوش‌حال مىشود و مىگويد : « و من ذرّيّتى » و برخى از ذرّيّهء مرا هم خدايا به اين مقام برسان ، در حالى كه مىداند كه چنين چيزى در مورد همهء ذرّيّه نمىتواند باشد . به او جواب مىدهند : « لا ينال عهدى الظّالمين » اين چيزى است كه به ستمگر نمىرسد ( كه عرض كرديم در اينجا مىگويند مقصود چيست ؟ آيا يعنى ستمگر در حال ستمگرى اعم از اينكه قبلا هم ستمگر بوده يا قبلا خوب بوده ؟ مىگويند اين محال است كه ابراهيم بگويد خدايا ! [ اين مقام ] را به ستمگران از ذرّيّهء من بده . پس لا بد نظرش به خوبان ذرّيّه‌اش بوده است . پاسخ دادند به خوبانى از آنها داده مىشود كه سابقهء ظلم ندارند ) . « فابطلت هذه الآية امامة كلّ ظالم الى يوم القيامة و صارت فى الصّفوة » اين امر در ميان آن منتخبهاست ، در ميان صفوهء ذرّيّهء ابراهيم است . ( صفوه به چيزى گويند مانند كره‌اى كه از دوغ مىگيرند آنگاه كه آن را جدا مىكنند ، همان معنى زبده را دارد . ) « ثمّ اكرمه اللّه تعالى بان جعلها فى ذرّيّته اهل الصّفوة و الطّهارة » [ سپس خداوند تعالى او را بزرگ داشت به اينكه امامت را ] در صفوه و اهل طهارت يعنى اهل عصمت ذرّيّهء او قرار داد . بعد امام به آياتى از قرآن اشاره و استدلال مىكند :
« وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ . وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ »
( 1 ) . در قرآن راجع به اينكه ذرّيّهء ابراهيم حامل مسألهء امامت هستند تكيهء زيادى شده و انصافا آقاى محمد تقى شريعتى در اين جهت در كتاب خلافت و ولايت راجع به ذرّيّه و اينكه چرا قرآن كه در مسألهء تبعيضات نژادى هيچ معتقد نيست كه مىتوان براى يك نژاد بر نژاد ديگر امتيازى قانونى قائل شد [ چنين سخنى گفته است ] ، خوب بحث كرده‌اند كه اينكه ذرّيّه‌اى از نظر نژادى و طبيعى به اصطلاح خلاصه مىشوند و لياقت ديگرى پيدا مىكنند مسألهء ديگرى است و همان معنى حمل امامت است و . . .
هامش
( 1 ) . انبياء / 72 و 73 .