تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 935

مساهمون:

ص٩٣٥
ذيلش مىفرمايد : « اللّهمّ بلى . . . » نه ، اين طور هم نيست كه هيچ كس پيدا نشود ، من اكثريت مردم را مىگويم ( 1 ) : اللّهمّ بلى لا تخلو الارض من قائم للّه بحجّة امّا ظاهرا مشهورا و امّا خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج اللّه و بيّناته و كم ذا و اين ؟ اولئك - و اللّه - الاقلّون عددا و الاعظمون عند اللّه قدرا ، يحفظ اللّه بهم حججه و بيّناته حتّى يودعوها نظرائهم و يزرعوها فى قلوب اشباههم ، هجم بهم العلم على حقيقة البصيرة و باشروا روح اليقين و استلانوا ما استوعره المترفون و انسوا بما استوحش منه الجاهلون و صحبوا الدّنيا بابدان ارواحها معلّقة بالمحلّ الاعلى ( 2 ) . فرمود : آرى ، زمين هرگز خالى از حجت نيست ، حال يا حجت ظاهر در ميان مردم و يا حجت مكتوم ، هست ولى مردم او را نمىبينند ، از نظرها پنهان است . به وسيلهء همان حجتهاست كه خداوند دلائل خود را در ميان مردم حفظ و نگهدارى مىكند و آنها هم آنچه را مىدانند ، اين بذرها را در دل اشباه خودشان ( كه آنها نيز مانند خودشان هستند ) مىكارند و مىروند . چنين نيست كه نكارند و بروند يعنى چنين نيست كه من آنچه دارم نگفته بگذارم و بروم . آنگاه راجع به اين افراد كه از يك مبدأ ملكوتى استفاده مىكنند مىفرمايد : « هجم بهم العلم على حقيقة البصيرة » علم بر آنها تهاجم مىكند نه آنها بر علم ( مقصود اين است كه علمشان افاضى است ) ، و آن علمى كه به آنها هجوم مىآورد بصيرت را به معناى حقيقى به آنها مىدهد يعنى در آن علم ، اشتباهى ، نقصى ، خطايى وجود ندارد . « و باشروا روح اليقين » و روح يقين را مباشرتا واجد هستند . مقصود اين است كه اتصالشان به عالم ديگر به گونه‌اى است كه متصل هستند . « و استلانوا ما استوعره المترفون » آن چيزهايى كه مردمان مترف ( يعنى خو گرفتگان به عيش و ناز و نعمت ) خيلى سخت مىشمارند ، براى آنها آسان است . مثلا براى مردمانى كه به عيش و نعمت و دنيا خو گرفته‌اند ، يك ساعت مأنوس بودن با خلوت با خدا بسيار سخت است ، از هر كار سختى برايشان سخت‌تر است ، ولى آنها انسشان به اين است . « و انسوا بما استوحش منه الجاهلون » آن چيزهايى كه نادانان از آنها وحشت مىكنند ، اينان به آنها مأنوسند . « و صحبوا الدّنيا بابدان ارواحها معلّقة بالمحلّ الاعلى » با
هامش
( 1 ) . از اينجاست كه آقاى بروجردى مىگفت حضرت آن را در خطبه‌اى در بصره انشاء كرده‌اند و الّا اين در ذيل كلام كميل هم هست . ( 2 ) . نهج البلاغه ، حكمت 139 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 935 | مرتضى مطهرى