تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 930

مساهمون:

ص٩٣٠
است اما اينجور نيست كه همهء حالات اولياى الهى ، هميشه مثل همديگر بوده است . خود پيغمبر اكرم هر دو حال برايش نقل شده ، گاهى در حال نماز يك حالت جذبه‌اى پيدا مىكرد كه اصلا طاقت نمىآورد كه اذان تمام شود ، مىگفت : « ارحنا يا بلال ! » زود [ باش ] كه شروع كنيم به نماز . گاهى هم در حال نماز بود ، سر به سجده مىگذاشت ، امام حسن يا امام حسين يا نوهء ديگرش مىآمد روى شانه‌اش سوار مىشد و حضرت با آرامش صبر مىكرد كه اين بچه نيفتد ، سجده‌اش را طول مىداد تا اينكه او بلند شود . يك‌دفعه پيغمبر اكرم ايستاده بود به نماز ، جلوى محل نماز گويا كسى آب دهان انداخته بود . پيغمبر ( ص ) يك قدم به جلو برداشت و با پايش روى آن را پوشاند و بعد برگشت ، كه فقها از اين [ قضيه ] مسائلى را در باب نماز استخراج كرده‌اند . سيد بحر العلوم مىگويد : و مشى خير الخلق بابن طاب * يفتح منه اكثر الابواب يعنى اينكه پيغمبر ( ص ) در حال نماز دو قدم رفت جلو ، آن كار را كرد و برگشت ، خيلى مسائل را حل مىكند كه در باب نماز چه مقدار عمل خارج جايز است يا جايز نيست و خيلى چيزهاى ديگر . بنابراين حالات مختلفى بوده است . مطلب ديگرى كه عرفانى است اين است كه آنها كه روى مذاقهاى عرفانى سخن مىگويند معتقدند كه اگر انجذاب خيلى كامل شد ، در آن ، حالت برگشت است يعنى شخص در عين اينكه مشغول به خدا هست ، مشغول به ما وراء هم هست . آنها اين طور مىگويند و من هم اين حرف را قبول دارم ولى در اين جلسه شايد خيلى قابل قبول نيست كه ما بخواهيم عرض بكنيم . مثل مسألهء خلع بدن است . افرادى كه تازه به اين مرحله مىرسند ، يك لحظه‌اى ، دو لحظه‌اى ، يك ساعتى خلع بدن مىكنند . بعضى افراد در همهء احوال در حال خلع بدن‌اند ( البته من معتقد هستم و ديده‌ام ) ، مثلا الآن با ما و شما نشسته‌اند و در حال خلع بدن هستند . به نظر آنها آن حالتى كه در وقت نماز تير را از بدنش بيرون بكشند و متوجه نشود ، ناقصتر از آن حالتى است كه در حال نماز توجه به حال فقير دارد ، نه اينكه در اينجا از خدا غافل است و به فقير توجه كرده ، بلكه آنچنان توجه به خدايش كامل است كه در آن حال تمام عالم را مىبيند . پس بنابراين با اين قرائن نمىشود اينها را رد كرد .