به امير المؤمنين ظلم كردند و واقعا ظلم فاحشى بود . شما چطور به اين سرعت قضاوت كرديد كه اگر شما به جاى امير المؤمنين بوديد ، عبد اللّه بن عباس را انتخاب نمىكرديد و . . . ؟ در اين گونه مسائل تاريخى قضاوتهاى ظنّى مانعى ندارد . انسان دربارهء شخصى قضاوت مىكند كه من فكر مىكنم اگر فلان كس در پانصد سال پيش به جاى آن كار اين كار را مىكرد بهتر بود . كسى مىگويد قطعا ؟ مىگويد من اينطور فكر مىكنم . اين ، مانعى ندارد . ولى در اين گونه مسائل قضاوت قطعى كردن حتى نه نسبت به امير المؤمنين ، نسبت به افراد ديگر هم صحيح نيست . او حاضر در وقايع و مسائل بوده است و عبد اللّه بن عباس را از ما و شما بهتر مىشناخته است و اصحاب ديگرش را هم از ما و شما خيلى بهتر مىشناخته است . آن وقت ما اينطور قضاوت كنيم كه اگر حضرت به جاى عبد اللّه بن عباس كس ديگرى را انتخاب مىكرد ، او آن كار را بهتر انجام مىداد ، و او را انتخاب نكرد . اين ، سرعت در قضاوت در اين گونه مسائل است . بعلاوه شما خودتان در بياناتتان كه ما هميشه استفاده كردهايم ، همواره اين مطلب را گفتهايد كه على ( ع ) يك سياست خاصى داشت و نمىخواست و نمىبايست يك ذره از آن سياست تخلف كند ، و در اين سياست همراه نداشت ، خودش هم هميشه مىگفت فرد ندارم . همين عبد اللّه بن عباس و ديگران دائما مىآمدند على ( ع ) را توصيه مىكردند به انعطاف يعنى همان چيزى كه امروز به آن سياست مىگويند . شما بياييد به من ثابت كنيد كه على ( ع ) يك كادر كافى داشت و در آن كادر كافى - العياذ بالله - اشتباه كرد . من كه نمىتوانم ثابت كنم كه يك كادر كافى داشت . من همين قدر مىدانم كه على ( ع ) كه پيغمبر او را براى خلافت تعيين كرده و خودش اينهمه فرياد مىكشد راجع به اينكه خلافت را ربودند ، وقتى بعد از زمان عثمان مىآيند سراغش كه با او بيعت كنند ، عقب مىكشد و مىگويد : « دعونى و التمسوا غيرى فانّا مستقبلون امرا له وجوه و الوان . . . و انّ الآفاق قد اغامت و المحجّة قد تنكّرت » ( 1 ) زمينه و اوضاع ، ديگر خراب شد و خلاصه نمىشود كار كرد ، يعنى من فرد ندارم ، افراد را از دست دادهام ، من ندارم آدمى كه بتوانم [ به كمك او اوضاع جامعه را ] اصلاح كنم .
همچنين مىگويد : « لو لا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود النّاصر . . . » ( 2 ) بر من ديگر حجت
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 91 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 3 .