تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 926

مساهمون:

ص٩٢٦
داريم . مثلا خود را از بالاى پشت بام يك ساختمان چهار طبقه پرت كردن يا خود را داخل آتش انداختن يك گناه است اما ما اين گناه را هرگز مرتكب نمىشويم چون خطر و زيان آن براى ما ثابت و مجسّم است . مىدانيم دست به برق گرفتن همان و جان تسليم كردن همان . فقط وقتى اين گناه را مرتكب مىشويم كه از آن خطر چشم پوشيده باشيم . ولى يك بچه دست به آتش مىزند ، چرا ؟ چون خطر اين گناه آنچنان كه براى ما مسجّل است براى او مسجّل نيست . يك نفر آدم عادل ، ملكهء تقوا دارد و به همين جهت بسيارى از گناهان را اصلا انجام نمىدهد . همان ملكه به او در اين حد عصمت مىدهد . بنابراين عصمت از گناه بستگى دارد به درجهء ايمان انسان به گناه بودن آن گناه و خطر بودن آن خطر . ما گناهان را تعبّدا پذيرفته‌ايم كه گناه است يعنى مىگوييم چون اسلام گفته است شراب نخور ما نمىخوريم ، گفته قمار نكن نمىكنيم . كم و بيش هم مىدانيم كه بد است اما آنچنان كه خطر « خود را در آتش انداختن » برايمان مجسم است ، خطر اين گناهان براى ما مجسم نيست . اگر ما همان اندازه كه به آن خطر ايمان داريم به خطر اين گناهان نيز ايمان مىداشتيم ، ما هم از اين گناهان معصوم بوديم . پس عصمت از گناه يعنى نهايت و كمال ايمان . آن كسى كه مىگويد : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » ( 1 ) ( اگر پرده هم برافتد بر يقين من افزوده نمىشود ) قطعا معصوم از گناه است . او در اين سوى پرده هم پشت پرده را مجسم مىبيند ، يعنى مثلا او حس مىكند كه با يك دشنام دادن در واقع عقربى براى جان خود آفريده ، و به همين دليل چنين كارى نمىكند . در اينكه قرآن نيز از ايمانهايى در اين درجه ياد مىكند شك نيست . و لهذا عصمت ، نسبى است يعنى مراتب و درجات دارد . معصومين نسبت به آن چيزهايى كه براى ما گناه است و گاهى مرتكب مىشويم و گاهى اجتناب مىكنيم ، معصوم هستند و هرگز گناه نمىكنند ولى آنها هم مراحل و مراتبى دارند و نيز همه مثل همديگر نيستند . در بعضى از مراحل و مراتب ، آنها مثل ما هستند در اين مرحله . همان‌طور كه ما نسبت به گناهان عصمت نداريم ، آنها [ در آن مراحل و مراتب ] عصمت ندارند . از آن چيزى كه ما آنها را گناه مىشماريم آنها معصوم هستند ولى چيزهايى براى آنها گناه است كه براى ما حسنه است چون ما [ به آن درجه ] نرسيده‌ايم . مثلا اگر يك شاگرد كلاس پنجم يك مسألهء كلاس ششم را حل
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، ج 2 / ص 734 ( از على عليه السلام ) .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 926 | مرتضى مطهرى