پول بدهيم . به گدا پول دادن آنچنان اهميت ندارد كه انسان نمازش را اقلا به لحاظ روانى ناقص كند يا بدان لطمه برساند . بعلاوه زكات به انگشتر تعلق نمىگيرد و مطابق فتواى فقهاى شيعه انگشتر جزء چيزهايى نيست كه به آنها زكات تعلق مىگيرد . گذشته از اين ، عدهاى كه خيلى در اين مورد تعصب دارند براى اينكه اين موضوع را بزرگتر جلوه دهند گفتهاند كه اين انگشتر هم خيلى گرانقيمت بوده ، در حالى كه حضرت امير انگشتر گرانقيمت دستش نمىكرده است .
جواب : مسألهاى كه ايشان گفتند يك افرادى هم باشند كه در جهت مخالف صحبت كنند ، البته براى همهء جلسات يك امر مفيدى است . جواب اين را من نبايد بدهم . من همين قدر اقرار مىكنم كه كار خوب و مفيدى است .
اما مسألهء عصمت . معنى عصمت چيست ؟ يك وقت هست كه انسان اينطور فكر مىكند كه عصمت يعنى اينكه خداوند افراد مخصوصى از بشر را هميشه مراقبت مىكند كه هر وقت اينها تصميم مىگيرند گناهى را مرتكب شوند ، فورا جلويشان را مىگيرد . مسلّم است كه عصمت به اين معنى نيست و اگر هم باشد ، براى كسى كمالى نيست . اگر كودكى را يك كسى هميشه مراقب باشد و هيچگاه نگذارد كه او كارى را كه نبايد بكند انجام دهد و مانعش باشد ، اين ، كمالى براى آن كودك شمرده نمىشود . ولى يك مطلب ديگر هست كه از قرآن استنباط مىشود و آن اينكه ما مىبينيم كه قرآن دربارهء يوسف صدّيق در آن تنگنايى كه آن زن از او كامطلبى مىكرد مىگويد :
« وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ »
آن زن آهنگ يوسف را كرد
« وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ »
( 1 ) و يوسف هم اگر نبود كه دليل پروردگار مشهودش بود ، آهنگ او را مىكرد ، يعنى او هم يك بشر بود ، يك جوان بود و غريزه داشت . آن زن به طرف يوسف رفت ولى يوسف به طرف او نرفت ، يوسف هم اگر نبود كه داشت يك شهودى مىكرد ، به سوى او مىرفت . يوسف به حكم اينكه با ايمان بود و ايمان او يك ايمان كامل و در حد ايمان شهودى بود و بدى و زيان اين كار را مىديد ، همان ايمانى كه خدا به يوسف داده بود مانع و نگهدارندهء او از اين كار بود .
هر فردى از افراد ما بدون آنكه يك قوهاى به زور جلوى ما را گرفته باشد ، از بعضى لغزشها و گناهها معصوم هستيم به خاطر كمال ايمانى كه ما به خطر آن گناهان
هامش
( 1 ) . يوسف / 24 .