جنبهء روانى و اعتقادى كه به كعبه پيدا كرده بودند ، اطاعت مىكردند .
از آن هنگام مردم اعتقاد پيدا كردند كه محال است كسى بر كعبه قدرت پيدا كند و مسلط شود . پيغمبر اكرم مكه را فتح كرد بدون خونريزى ، بدون هيچ ناراحتى و بدون اينكه كوچكترين آسيبى به كسى برسد . شايد پيغمبر اكرم كه اينهمه عنايت داشت به اينكه مكه را بدون خونريزى فتح كند ، غير از مسألهء حرمت كعبه كه مىخواست محفوظ بماند ، اين مسأله را نيز در نظر داشت . اگر در جاى ديگر مىجنگيدند ، چنانچه صد مسلمان هم كشته مىشدند ، كسى به حساب چيزى نمىگذاشت ، ولى اگر در فتح مكه به مسلمانها آسيبى مىرسيد ، مىگفتند ببينيد ! همان كارى كه بر سر اصحاب فيل آمد ، بر سر اصحاب محمد آمد . پيغمبر اكرم مكه را آنچنان فتح كرد كه خون هم از دماغ كسى نيامد ، نه از مسلمين و نه از كفار . فقط خالد بن وليد روى كينههاى خودش ، در گوشهاى از مكه كه عدهاى مقاومت مىكردند ، دو سه نفر از آنها را كشت .
بعد كه اين خبر به پيغمبر اكرم رسيد عجيب آنها را تهديد كرد كه چرا چنين كارى كرديد ؟ ! و تبرّى جست : خدايا من از تو تبرّى مىجويم از كارى كه اين مرد كرد و من هرگز به اين كار راضى نبودم .
اين بود كه فتح مكه از نظر روانى اثر فوق العادهاى در مردم جزيرة العرب گذاشت . گفتند معلوم مىشود كه وضع ديگرى است . محمد ( ص ) آمد مكه را تصرف كرد و هيچ آسيبى هم به او نرسيد . بعد از اين بود كه ديگر مردم جزيرة العرب تسليم مىشدند ، هى آمدند و اسلام اختيار كردند . آيهء قرآن مىفرمايد :
لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا
( 1 ) در نزد خدا مردمى كه قبل از فتح مكه براى اسلام فداكارى جانى يا مالى كردند ، با آنها كه بعد از فتح مكه چنين كردند برابر نيستند ، چون قبل از فتح مكه هنوز مسلمين در اقليت بودند [ و اين اعمال آنها ] روى ايمان كامل بود ولى بعد از فتح مكه مردم خود به خود مىآمدند [ و اسلام اختيار مىكردند ] . ايمان بعد از فتح مكه ارزش ايمان قبل از فتح مكه را نداشت . پس در اينكه روز فتح مكه روز پيروزى عظيمى براى اسلام است هيچ بحثى نيست و ما هم بحثى نداريم .
گفتيم برخى گفتهاند شايد مقصود از روزى كه قرآن اينهمه به آن اهميت مىدهد
هامش
( 1 ) . حديد / 10 .