روى چه قرينهاى ؟ مىگويند وقتى مىگويد « اليوم » و يك روزى را آنچنان توصيف مىكند كه در اين روز من اسلام را براى شما به عنوان يك دين پسنديدم ، قاعدتا اين روز بايد همان روز بعثت پيغمبر باشد . جواب دادهاند كه شما اين سخن را به قرينهء
رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
مىگوييد . اين درست است در صورتى كه جملات قبلش نبود زيرا صحبت اين است كه من امروز دين را به پايان رساندم و نعمت را به حد اتمام رساندم ، [ و حال آنكه ] روز بعثت روز شروع اين نعمت بوده است .
رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
نيز به اين عنوان است كه حالا كه اسلام كامل شد و نعمت اسلام تمام شد من اين [ دين ] را به عنوان آن اسلامى كه مىخواهم ، براى شما پسنديدم . پس « اليوم » نمىتواند روز بعثت باشد .
2 . روز فتح مكه
از روز بعثت كه بگذريم ، روز ديگرى كه احتمال دادهاند ( 1 ) ، روز فتح مكه است .
گفتهاند يك روز ديگر هم در تاريخ اسلام روز خيلى مهمى است ( راست هم مىگويند روز خيلى مهمى است ) و آن ، روز فتح مكه است كه آيه نازل شد :
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ
( 2 ) .
مكه در جزيرة العرب از نظر روحى وضع و موقعيت عجيبى داشت . بعد از عام الفيل و داستان اصحاب فيل كه حمله كردند به مكه و به آن وضع عجيب شكست خوردند ، تمام مردم جزيرة العرب يك اعتقاد عظيمى به كعبه به عنوان معبد بزرگ پيدا كرده بودند . غرور قريش هم از همانجا بود . قريش اين [ قضيه ] را به حساب خودشان گذاشتند و گفتند بله اين كعبه است كه چنين احترامى دارد كه لشكرى با آن قدرت مىآيد و آنچنان دچار بلاى آسمانى مىشود كه كسى از ايشان باقى نمىماند . ببينيد ما چقدر مهم هستيم ! از آن پس قريش عجيب غرور پيدا كردند و در مردم جزيرة العرب نيز يك نوع اطاعت و فرمانبردارى از ايشان پديد آمده بود . بازار مكه رواج بسيار يافت . آنها هر تحكمى كه دلشان مىخواست ، به مردم مىكردند . مردم هم روى همين
هامش
( 1 ) . اينها هيچ قرينهاى ندارد ، فقط احتمال است . چون گفتهاند ، ما هم نقل مىكنيم .
( 2 ) . فتح / 1 و 2 .