باشد و مردم پيوندشان را با رهبر محكم كرده باشند . اسلام يك دين فردى نيست كه كسى بگويد من به خدا و پيغمبر اعتقاد دارم و بنابراين به هيچ كس كارى ندارم . خير ، غير از خدا و پيغمبر ، تو حتما بايد بفهمى و بشناسى كه در اين زمان رهبر كيست و قهرا در سايهء رهبرى او فعاليت كنى .
آنها كه امامت را به مفهوم مرجعيّت دينى معنى مىكنند ، [ در معنى اين حديث ] مىگويند كسى كه مىخواهد دين داشته باشد ، بايد مرجع دينى خودش را بشناسد و بداند كه دين را از كجا بگيرد . اينكه انسان دين داشته باشد ولى دينش را از مأخذى بگيرد كه ضدّ آن است ، عين جاهليت است .
آن كسى كه امامت را در حد ولايت معنوى مىبرد ، مىگويد اين حديث مىخواهد بگويد كه اگر انسان مورد توجه يك ولىّ كامل نباشد ، مانند اين است كه در جاهليت مرده است .
اين حديث را چون متواتر است خواستم اول عرض كرده باشم كه در ذهن شما باشد تا بعد دربارهاش بحث كنيم . حال برويم سراغ آيات قرآن .
امامت در قرآن
در قرآن چند آيه هست كه مورد استدلال شيعه در باب امامت است . يكى از آن آيات آيهء :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ »
است ( اتفاقا در همهء اينها روايات اهل تسنن هم وجود دارد كه مفاد شيعه را تأييد مىكند ) . ما آيهاى در قرآن داريم به اين صورت :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ »
( 1 ) . « انَّما » يعنى منحصرا ( چون اداة حصر است ) . معنى اصلى « ولىّ » سرپرست است . ولايت يعنى تسلط و سرپرستى : سرپرست شما فقط و فقط خداست و پيغمبر خدا و مؤمنينى كه نماز را بپامىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند . ما در دستورات اسلام نداريم كه انسان در حال ركوع زكات بدهد كه بگوييم اين يك قانون كلى است و شامل همهء افراد مىشود . اين ، اشاره است به واقعهاى كه در خارج يك بار وقوع پيدا كرده است و شيعه و سنى به اتفاق آن را روايت كردهاند و آن اين است كه على ( ع ) در حال ركوع
هامش
( 1 ) . مائده / 55 .