تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ »
( 1 ) خدايا تو دو بار ما را ميراندى و دو بار ما را احياء كردى ( يعنى مرده بوديم و ما را زنده كردى )
« فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا »
و ما هم به گناهان خودمان اعتراف داريم
« فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ »
آيا راهى به بيرون شدن هست ؟ يعنى چه اينها در قيامت مىگويند خدايا تو ما را دو بار ميراندى ؟ اگر حساب اين باشد كه آدم بعد كه مرد در يك خواب عميق طولانى فرو مىرود و تنها در قيامت زنده مىشود ، بايد بگويد خدايا تو يك بار ما را ميراندى و يك بار هم زنده كردى ، اما اينجا مىگويد دو بار ميراندى و دو بار زنده كردى . آيا اين منطبق نيست با همين اصل كه واقعا سه عالم هست : عالم دنيا و طبيعت ، عالم برزخ - كه وقتى انسان از دنيا به عالم برزخ مىرود ، از اينجا ميرانده مىشود ، نسبت به اين دنيا ميرانده شده است ، نسبت به عالم برزخ احياء - و عالم قيامت كه باز نوعى ميراندن از برزخ است و احياء در قيامت ؟

مسألهء روح در قرآن

غير از اين ، آياتى كه راجع به خود مسألهء روح در قرآن است [ بر حيات پس از مرگ ] دلالت دارد و به آنها هم مىشود استناد كرد . افرادى كه مىگويند اصلا مسألهء روح در قرآن نيامده ، به آنها بايد گفت پس اين آيات به نظر شما چيست ؟ ما روح را به چه مىگوييم ؟ اولا ما به لفظ روح كار داريم كه خود لفظ روح هم به اين معنا در قرآن استعمال شده است . البته لفظ روح در قرآن منحصر به اين نيست ، به حقايقى گفته شده كه همهء آنها از سنخ روح‌اند ، يعنى قرآن به يك سلسله حقايق كه همه ما فوق جسم و جسمانى هستند روح اطلاق مىكند ، به وحى از آن جهت روح مىگويد كه يك كيفيت جسمانى نيست ، به روح القدس از آن جهت روح مىگويد كه يك كيفيت جسمانى نيست ، به امر خودش از آن جهت روح مىگويد كه يك كيفيت جسمانى نيست ، وجه مشترك روح گفتن به همهء اينها همين است كه از سطح اين دنيا پيدا نشده ، از بالاى اين دنيا به اين دنيا آمده است ،
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
( 2 ) است ، هر وقت در اين دنيا پيدا شده از متن دنيا پيدا نشده ، آن را از دنياى ديگر به اين دنيا آورده‌اند .
هامش
( 1 ) . مؤمن / 11 . ( 2 ) . حجر / 29 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 657 | مرتضى مطهرى