تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
مىكند كه به ذكر اللّه برسد ، يعنى به خدا برسد ، ياد خدا از روى ايمان و معرفت كامل است كه آرامش كامل به انسان مىدهد : « اى نفس مطمئن ! بازگرد به سوى پروردگارت كه تو از پروردگارت خشنودى و پروردگارت هم از تو خشنود است » .

مردن ، يك امر وجودى

اين آيه هم نشان مىدهد كه با يك شاعر ( يعنى با يك مدرك ) ، با يك متفكر دارند حرف مىزنند . اگر غير از اين باشد مثل اين است كه به چراغى در حالى كه دارد خاموش مىشود و حيات خودش را از دست مىدهد ، بگوييم اى چراغ حالا تو بازگرد ! اين ديگر بازگشتن نيست ، تمام شدن است . بعلاوه ، قرآن همين طورى كه حيات را يك امر وجودى مىداند و رسول و مأمور و فرشته براى آن قائل است ، براى مردن هم فرشتهء مخصوص و فرشتگان مخصوص قائل است . اگر مردن تمام شدن حيات مىبود ، ديگر اين حرفها كه ما فرستادگان و فرشتگانى داريم و آنها را مىفرستيم كه بگيرند و بياورند معنى نداشت . بله ، [ دربارهء ] هر چه حيات است مىگفت ما فرشتگان خودمان را مىفرستيم ، به اين عالم روزى مىدهند ، حيات مىدهند ، آن ساعتى كه حيات ندادند [ مردن است ] ، مردن يعنى حيات ندادن . اما قرآن مسألهء اماته را يك امرى ما فوق مردن و فقدان حيات تلقى مىكند ، يعنى آن را يك نوع حيات ، يك نوع انتقال ، يك تطور حيات و تنوّر حيات تلقى مىكند . « ميرانده شد » مثل اين است كه بگوييم بچه‌اى از مادر متولد شد ، وضعى تبديل به وضع ديگر شد ، حياتى تبديل به حيات ديگر شد ، نه اينكه حياتى بود و به كلى سلب شد . اينها سلسله آياتى بود كه ما در اين زمينه پيدا كرديم كه دلالت مىكند انسان در فاصلهء مردن تا روز قيامت از يك نوع حيات - كه بعدها حيات برزخى و عالم برزخ اصطلاح شده - برخوردار است .

دنيا ، برزخ ، قيامت

در آيهء ديگر ، قرآن نقل مىكند از زبان اهل قيامت ( همهء آنها يا بعضى ) مخصوصا از زبان گنهكاران كه آنها اينچنين مىگويند :
« رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 656 | مرتضى مطهرى