تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
مىآيد ، هنوز كشف نشده . مثلا آمده‌اند با عبور دادن اشعهء تصفيه نشدهء ايكس بر روى جنين موش ديده‌اند در آن ، صفات خارق العاده‌اى مثل تحليل رفتن چشم يا يك چشم شدن يا كور شدن به وجود آمده ، ولى رابطهء اين دو را كشف نكرده‌اند . پس حالا كه فهميديم تكامل موجودات جاندار با نظريهء داروين و لامارك ( يعنى با انتخاب طبيعى و انتقال صفات ارثى ) ميسر نشد ، ملاحظه مىكنيم كه فقط « جهش » وقوع تبدّل انواع يا تكامل جانوران را امكان‌پذير مىكند و فقط امكان دارد به وسيلهء جهش اين عمل صورت گرفته باشد . اما در اينجا بد نيست يك مقايسه‌اى بكنيم : لامارك عقيده داشت موش كور براى اين كور است كه اول چشم داشته ، مدتى در غار به سر برده و احتياج نداشته چشمش را به كار ببرد ، بعد تدريجا كور شده است . داروين مىگفت نه ، موش كورى كه الآن ما مىبينيم كور است ، از گروه كورها بوده منتها موشهاى كورى كه در بيرون و در روشنايى بوده‌اند ، به علت نقص اين عضو و عدم توانايى در مقابل تنازع بقا و رقابت با رقيبان از بين رفته‌اند ، آن كورهايشان كه آنجا بوده‌اند و با كورهاى ديگر زندگى مىكرده‌اند ، احتياج نداشته‌اند چشمشان را به كار ببرند ، لذا باقى مانده‌اند و انتخاب طبيعى موجب اين شده كه ما مىبينيم موش كور در غار و تاريكى به سر مىبرد . موتاسيون مىگويد نه ، كور شدن يك موتاسيون و يك جهش است كه براى يك عده از موشها يا جانوران ديگر دست داده است ، آن موشهايى كه در تاريكى به سر برده‌اند ، اين صفت به حالشان مضر نبوده ، باقى مانده‌اند و آن صفت براى موشهايى كه در روشنايى زندگى مىكرده‌اند و اين موتاسيون برايشان ايجاد شده ، مفيد نبوده و آنها را از بين برده است . موتاسيون تقريبا به انتخابى مانند انتخاب طبيعى ولى به نام انتخاب حذفى عقيده دارد . يا مثلا لامارك مىگفت پردهء بين انگشتان پاى پرندگان شناور بر اثر استعمال و شناورى تدريجا ايجاد و تقويت شده است . داروين مىگفت نه ، بين جانورانى كه اين پرده را داشته‌اند ، آنهايى كه در آب شناورى مىكرده‌اند ، از اين خصيصه استفادهء بيشترى كرده و باقى مانده‌اند ، بقيه از بين رفته‌اند . موتاسيون هم تقريبا شبيه به اين مىگويد ، كه بدون علت معلوم و بدون هدف خاصى يك‌دفعه براى عده‌اى پرنده پرده ايجاد شد ، آنهايى كه در خشكى راه مىرفتند ، با آن پرده نمىتوانستند راه بروند و پرده براى راه رفتن آنها مضر بود ، در نتيجه از بين رفتند و آنهايى كه در آب زندگى مىكردند ، اين پرده مفيد به حالشان شد و باقى ماندند . اما يك هماهنگى عجيب و شگفت‌انگيزى بين موجودات و محيط خودشان ، و بين موجودات و اعضاى خودشان از پست‌ترين موجودات تا كاملترينشان وجود دارد كه مورد اقرار و اعتراف تمام علماى طبيعى دنياست و اين مسأله را لامارك اتفاقا از