تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
ثابت مىكند . كشاورزان شايد مولّدترين طبقهء اجتماع باشند و در عين حال مذهبىترين آن . روشنفكران به عكس ، عموماً غير مولّد ولى كمتر از تمام طبقات با مذهب پيوند دارند . ( پس به مسألهء طبقهء روشنفكر و غيره مربوط نيست ) . بيكاران كمتر از كارگران شاغل ، به مذهب علاقه نشان مىدهند . در ميان كارگران كشورهاى صنعتى گرايش به مذهب در قرن حاضر بيش از قرن گذشته و در دهه‌هاى اخير بيش از دهه‌هاى پيشين است . از همه مهمتر ، در كشور شوروى و دمكراتهاى توده‌اى كه طبق ادّعاى خودشان در آنها اختلاف طبقاتى از ميان رفته و تمام افراد ، مولّد هستند مذهب نه تنها از بين نرفته بلكه نفوذ آن روزافزون است . » ( 1 ) اينها با چه توجيه مىشود ؟ اين جز يك تز شكست خورده چيزى نيست ولى از بس اين حرفها را همين جور قالبى تكرار مىكنند ، عبارتهاى خوبى قبلًا ساخته و پرداخته‌اند و اين عبارتها را تكرار مىكنند ، و به عبارت ديگر از بس اين حرفها را با عبارتهاى خيلى زيبا تكرار مىكنند ، كسى روى اينها فكر نمىكند كه آيا اين حرفها درست است يا نادرست ؟ نظريّهء خاصّ ماكس مولر كه توحيد قبل از شرك وجود داشته ، نظريّه‌اى است كه وجود دارد ولى پيرو زياد ندارد ؛ اغلب نظريّه‌شان اين است كه شرك قبل از توحيد وجود داشته . البتّه با منطق دين و اسلام چنين است كه توحيد قبل از شرك وجود داشته ، يعنى شرك يك توحيد منحرف شده است . نظريّهء اينها اين است كه شرك قبل از توحيد وجود داشته ، ولى هر جا كه تاريخ نشان مىدهد كه از بشر نشانه‌اى هست - كه مسألهء اشتراك اوّليّه را از روى نشانه‌ها به دست آورده‌اند - و به عبارت ديگر هر جا كه از بشر نشانه‌اى پيدا شده ، از پرستش نشانه‌اى هست . من اين را به عنوان نقل نظريّهء ديگران نمىگويم - به عنوان نظريّهء دينى و مذهبى چرا ، ولى به عنوان نظريّهء ديگران نمىگويم - كه [ هر جا از بشر نشانه‌اى پيدا شده ] از « توحيد » نشانه‌اى هست . هر جا كه از زندگى بشر - اعمّ از اشتراكى و غير اشتراكى و اختصاصى - نشانه‌اى هست ، از پرستش هم نشانه‌اى هست . هنوز اثرى از زندگى بشر به دست نيامده است كه آثار پرستش در آن وجود نداشته باشد . - برخى گفته‌اند كه در دوران قبل از آتش اثرى از پرستش ديده نشده است .
هامش
( 1 ) . نقل از مقاله‌اى در موضوع « نظريّات دربارهء منشأ پيدايش دين » نوشتهء انور خامه‌اى .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 584 | مرتضى مطهرى