مىتوانند اينها را توجيه كنند ؟ !
سخن ويل دورانت
ويل دورانت با اين كه خودش يك آدم لامذهبى است ، در كتاب درسهاى تاريخ تعبيرى دارد كه معلوم است از روى ناراحتى و خشم است ؛ توجيهاتى را كه راجع به پيدايش دين كردهاند نقل مىكند و مىگويد اينها درست نيست ، و در پايان مىگويد « دين صد جان دارد ، هر چه آن را بكشى دو مرتبه زنده مىشود » و اين يك حقيقتى است . نمىخواهد بگويى صد جان دارد ، همين قدر بگو جان دارد خودت را راحت كن ، يعنى فطرى است . چرا مىگويى صد جان دارد ؟ ! فطرت بشر را نمىشود كشت .
مىگويد اينهمه در جاهايى با دين و مذهب مبارزه كردند و به حساب خودشان به كلّى آن را ريشهكن كردند [ امّا دوباره زنده شد . ] هر عادتى ، يك نسل كه با آن مبارزه كردند ديگر در نسل دوم نمىتواند وجود داشته باشد . مىگويد هر چه مىزنندش دو مرتبه از نو زنده مىشود .
- بايد به او گفت تا جانت در بيايد .
واقعاً همين طور است ، تا جان تو در بيايد . حتّى همين نويسندهء مقاله هم كه خودش يك آدم ماترياليستى هست ، اينجا خيلى خوب مىگويد ؛ همين نظريّهء طبقاتى را كه ذكر مىكند ، مىگويد :
« مطابق اين نظريّه ، طبقات مولّد و پيشرو مانند طبقهء كارگر پيوندى با مذهب ندارند ( يعنى بالذّات پيوندى ندارند ، كارى به آن ندارند ) چون طرز تفكّر آنها در نتيجهء شرايط زيست آنها مترقّى و علمى است ! بر عكس طبقات استثمارگر و غير مولّد كه براى حفظ منافع خود نياز به مذهب دارند . »
حال اين شخص جواب مىدهد :
« اين نظريّه نيز چندان با واقعيّت وفق نمىدهد ( 1 ) و مشاهدات و آمار خلاف آن را
هامش
( 1 ) . انور خامهاى ( نويسندهء مقاله ) از سران كمونيستهاى ايران بوده و سالها همين حرف را تبليغ مىكرده است .