اين را من به اين خصوصيّات نمىدانم ، ولى مىدانم كه اين حرف بر خلاف نظريّهء عموم است . تازه اين كه شما مىگوييد ، باز به مسألهء اشتراك اوّليّه بر نمىخورد .
شما مىگوييد كه از وقتى آتش [ كشف شد پرستش نيز پديد آمد . ] آنچه كه ما به موجب آن ، نظريّهء ماركسيستها را رد كرديم اين بود كه طبق اين نظريّه ، در دورهء اشتراك اوّليّه ( 1 ) و قبل از دورهء كشاورزى - كه اينها معتقدند مالكيّت از دورهء كشاورزى پيدا شد - امكان ندارد كه پرستش وجود داشته باشد ، در صورتى كه قبل از آن دوره ، قطعاً به اقرار خود آنها پرستش وجود دارد . حال اين مسألهاى كه شما مىگوييد كه در دوران قبل از آتش اثرى از پرستش ديده نشده ضررى به جايى نمىزند . به علاوه « ديده نشده » دليل بر عدم نيست .
هامش
( 1 ) . البتّه دورهء اشتراك اوّليّه چند دوره بعد است ، بايد گفت « در دورهء زندگى دسته جمعى قبيلهاى » ، همان دورهء قبل از دورهء كشاورزى ، كه دورهء صيد و شكار و غيره است .