اشيائى كه يك نوع همبستگى ميانشان هست بدون آنكه شخصيّت خود را از دست داده باشند و شخصيّتشان در شخصيّت « كل » مستحيل شده باشد . مثلًا ما مجموع درختهايى را كه در يك محوطه هست « باغ » مىناميم ؛ يك درخت را « باغ » نمىگوييم ، اين مجموع را « باغ » مىگوييم ، ولى اين مجموعه به نام « باغ » هر جزء آن ، شخصيّت مستقلّى دارد ؛ اين درخت شخصيّتش مستقلّ است ؛ آن درخت هم شخصيّتش مستقلّ است ، اين درخت اگر در اين باغ هم نبود باز همين درخت بود ، اگر تنها خودش هم مىبود باز خودش همين بود كه هست ؛ اگر هم [ در اثر بودن در اين باغ ] تغييرى در آن باشد خيلى سطحى است و عمقى نيست ؛ مثلًا يك درخت آلبالو در اين باغ شخصيّتش در اين مجموع حل نشده و باقى است به طورى كه اگر تمام اين درختها هم نبودند و تنها اين درخت آلبالو بود باز خودش همينجور بود كه اكنون هست ، و همچنين درختان ديگر . اينها را ما مىگوييم « مركّبهاى اعتبارى » .
ولى در مركّبهاى حقيقى ، اجزاء مركّب ، شخصيّتشان در شخصيّت « كلّ » مستحيل مىشود ، يعنى آن وضع سابق خودشان را ندارند ، ماهيّت خودشان را در واقع از دست مىدهند و ماهيّت جديد پيدا مىكنند كه همان ماهيّت كلّ است ؛ مثل مركّبات شيميايى يا مركّبات طبيعى . در طبيعت هر چه مركّب داريم از اين قبيل است . مثلًا اگر آب را يك جسم مركّب مىدانيم ، آن را مركّب از دو عنصر مختلف مىدانيم كه آن دو عنصر در آن در يك حالت تغيير يافته و تغيير ماهيّت داده وجود دارند ؛ يعنى ديگر اكسيژن به صورت اكسيژن در آب موجود نيست و خاصيّت خودش را ندارد ، هيدروژن هم به صورت هيدروژن وجود ندارد ، اينها با يكديگر تركيب شدهاند ، در ماهيّت شىء سوم مستحيل شدهاند و واقعاً يك ماهيّت جديد به وجود آمده است كه ماهيّت آب باشد . بله ، آب را مىشود بار ديگر تجزيه كرد و به همان عناصر اوّلىاش برگرداند ولى اكنون اين طور نيست ؛ و همچنين ساير مركّبات طبيعى .
تركيب جامعهء انسانى چه نوع تركيبى است ؟
حال اين بحث در مورد جامعهء انسانى هست كه آيا جامعهء انسانى يك مركّب حقيقى است يا يك مركّب اعتبارى ؟ شك ندارد كه اگر ملاك ، بدنها و جسمهاى افراد جامعه باشد جامعه يك مركّب اعتبارى است ، با درختهاى يك باغ فرقى نمىكند ؛ اين