قرآن نقش خدعه را بيان مىكند و مىگويد خدعه با اهل حق چنين است .
وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ
( 1 ) .
به خيال خودشان خيلى زرنگى مىكنند . به اهل ايمان كه مىرسند مىگويند بله ما از شما هستيم ، ولى وقتى با برادران واقعىشان ، با شيطانهايى مثل خودشان ، خلوت مىكنند مىگويند ايمان ما ظاهرى و صورى است و ما باطناً با شما هستيم ، ما مسخرهشان مىكنيم !
بعد قرآن مىگويد :
« اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ »
( 2 ) اين مسخرهكردنها به ضرر خودشان است ، خدا آنها را مسخره خواهد كرد ؛ يعنى اين جريان و سنّت عالم است كه آنها را مضحكه قرار خواهد داد و در كورى و حيرت گرفتار خواهد كرد .
بعد بيان عجيبى دارد :
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ
( 3 ) .
اينها از نقشههاى نكرشان ( 4 ) استفاده مىكردند و عقل خود را در خدمت هواى نفس و شيطنت خود قرار داده بودند . ( بالأخره عقل هم براى انسان يك نورى است ، همانطور كه حسّ و غريزه براى انسان نور است و راهنما . ) كسى كه عقل خودش را در خدمت نكرى و عليه هدايت دين قرار دهد ، مثل كسى است كه در تاريكى آتش روشن كند تا در ظلمت بيابان از نور آن استفاده نمايد و راه پيدا كند ؛ وقتى آتش را روشن مىكند ، اوّل استفاده هم مىبرد و اطرافش روشن مىشود ، ولى خدا زود اين
هامش
( 1 ) . بقره / 14 .
( 2 ) . بقره / 15 .
( 3 ) . بقره / 17 .
( 4 ) . نكر : شيطنت