اهمّيت سوق الجيشى دارند . چرا ابرقدرتها نسبت به عدن كه يك جاى نسبتاً كوچكى است يا يمن جنوبى كه از نظر خودش اهمّيت زيادى ندارد ، اينهمه حسّاسيّت دارند ؟
آن جاهايى كه منابع ثروت هست ، نفت هست ، حسّاسيّت هم بيشتر است . خيلى از جنگها ماهيّت اقتصادى دارد ؛ يعنى براى به دست آوردن منابع اقتصادى است نه به منظور گسترش قلمرو . انگلستان اگر در هندوستان مىجنگد براى وسعت دادن به خاك خود نيست بلكه مىخواهد از هندوستان به عنوان بازار مصرفى براى كالاهاى خود استفاده كند و منابع زير زمينى آنها را به يغما برد .
بعضى از جنگها و مبارزهها هم جنبهء اعتقادى و ايدئولوژيكى دارد و چون حامل يك فكر و عقيده و ايدئولوژى است ، مىخواهد مانع را از سر راه عقيدهاش بردارد يا اينكه مىخواهد راهى پيدا كند تا عقيدهاش را در دنيا تبليغ كند . على ( عليه السّلام ) تصريح مىكند كه جنگهاى صدر اسلام ماهيّت ايدئولوژيكى داشت :
و حملوا بصائرهم على اسيافهم ( 1 ) .
آنها بصيرتها و دركها و آگاهيهاى خود را روى شمشيرهايشان حمل مىكردند .
يعنى مىخواستند با اين شمشيرها به مردم آگاهى بدهند نه چيز ديگرى . از مردم چيزى نمىخواستند بگيرند ، مىخواستند بدهند . آنچه را هم مىخواستند بدهند بصيرت و آگاهى بود . اگر مىگوييم پيامبران پيروز هستند مقصود پيروزى نظامى نيست . اگر ما مبارزهء حسين بن على ( عليه السّلام ) را با لشكريان يزيد و ابن زياد از جنبهء نظامى ، يعنى از نظر ظاهرى و صورى ، در نظر بگيريم امام حسين شكست خورد و آنها پيروز شدند ؛ امّا اگر ماهيّت قضيّه را در نظر بگيريم ، فكرى و اعتقادى است ، يعنى حكومت يزيد سمبل جريانى بود كه مىخواست فكر اسلامى را از بين ببرد و امام حسين براى احياى فكر اسلامى جنگيد ، در اين صورت بايد ببينيم آيا امام حسين به مقصودش رسيد يا نرسيد ؟ آيا توانست يك فكر را در دنيا زنده كند يا نتوانست ؟
مىبينيم كه توانست . هزار و سيصد سال است كه اين نهضت هر سال يك پيروزى جديد به دست مىآورد ؛ يعنى هر سال عاشورا ، عاشوراست و معنى « كلّ يوم عاشوراء »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 150 .