تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
و پيام انبياء آمده است ( اين مطلب با بيانهاى مختلفى در قرآن گفته شده است ) :
وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ ، إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ ، وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ
( 1 ) . سخن ما ، در علم ما گذشته است ، سخن ما كه تخلّف‌ناپذير است اين است كه بندگان پيام‌آور ما و فرستادگان ما تحقيقاً و فقط و فقط آنها منصور و پيروز هستند ، و همانا سپاه ما حتماً آنها غالب و پيروزند . آيا مقصود قرآن در اينجا غلبهء نظامى است ؟ يعنى هرگاه ميان يك پيامبر يا پيروان يك پيامبر ، يك مرد حق ، يك ولىّ خدا ، يك امام با كسى يا كسانى جنگى در بگيرد هميشه طرف مقابل شكست مىخورد ؟ قطعاً اين نيست ، چون خود قرآن از كشته شدن ناحقّ انبياء سخن مىگويد :
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ يَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ
( 2 ) . يعنى پيامبران ، اولياء حقّ ، طرفداران عدالت ، آمرين به قسط كشته مىشوند . پس قطعاً مقصود پيروزى نظامى نيست بلكه پيروزى جند اللَّه و اهل حقّ است . چون جنگشان جنگ اعتقادى و جنگ عقيده‌اى است ، پيروزيشان هم اعتقادى است . درست است كه از نظر ظاهرى برخورد نظامى هم وجود دارد ، امّا گاهى برخوردها جنبهء نظامى ندارد . يك وقت است كه يك جنگ ماهيّت سياسى دارد - مثل جنگهاى سلاطين ايران و روم . اوّلى مىخواست يك منطقه و قلمرو را زير سلطهء خود در آورد و آن ديگرى هم همين را مىخواست ؛ گاهى اين بر آن پيروز مىشد و گاهى آن بر اين - يك وقت هم جنگها ماهيّت اقتصادى دارند ؛ يعنى طرفين براى تسلّط بر منابع ثروت مىجنگند . در دنياى امروز اين نوع جنگها خيلى مصداق دارد خصوصاً در مناطقى كه
هامش
( 1 ) . صافّات ، 171 - 173 . ( 2 ) . آل عمران / 21 .