« مغزها خيلى پيش رفته اما افسوس كه دلها هنوز ضعيف است . دل را فقط ايمان قوى مىكند . »
تمام مفاسد بشريّت از اين است كه مغزها نيرومند شده و دلها ضعيف و ناتوان باقى ماندهاند . آيا تمدّن چه مىكند ؟ تمدّن براى انسان ابزار مىسازد ، ابزارهاى خوب ، انصافاً ابزارهاى خوب اختراع مىكند ، امّا آدمها را چطور ؟ چه چيز مىتواند آدمها را عوض كند ؟ چه چيز مىتواند به آدمها هدفهاى مقدّس و عالى بدهد ؟ چه چيز است كه مىتواند ارزشهاى بشرى را عوض كند ؟ كارى كند كه همدردى و صاحبدلى تا بدان حد ارزش داشته باشد كه از صميم قلب بگويد :
دنيا نيرزد آنكه پريشان كنى دلى * زنهار بد مكن كه نكرده است عاقلى
انسانيّت مساوى است با دين و ايمان ، و اگر دين و ايمان نباشد ، انسانيّتى نيست .
اشكالات
خوب ، ديگر عرايض خود را بايد خاتمه دهم . مطالبى بود كه ديگر تفصيلًا به بيان آنها نمىرسم ، از آن جمله اينكه اگر دين فطرى است چرا گروههايى از مردم از دين خارج مىشوند ؟ راجع به اين موضوع اندكى شرح مىدهم : اين مطلب خود مطلبى است كه علل اعراض گروه زيادى از مردم از دين چيست ؟ اين سؤال مخصوصاً براى كسانى كه توجّه به خدا و ديانت را امرى فطرى مىدانند بيشتر طرح مىشود . حتّى بعضى اين سؤال را با تعجّب طرح مىكنند . ما نخست سخن يكى از دانشمندان امريكايى را در اين زمينه نقل مىكنيم ، بعد نظر خود را بيان خواهيم كرد . ذكر اين مطلب از آن جهت لازم است كه در يافتن راه اصلاح اجتماع به ما كمك مىنمايد .
در كتاب اثبات وجود خدا كه مجموعهء مقالاتى است از عدّهاى دانشمندان دربارهء خدا ، مقالهاى است تحت عنوان « به كار بردن روشهاى علمى » از يك دانشمند