ملّتى ديگر بكشند وسائل عيّاشى و شهوترانى و سرگرميهاى نفسانى آنها را فراهم و تكميل مىكنند .
در تاريخ اندلس اسلامى يعنى اسپانياى فعلى مىخوانيم كه نقشهاى كه مسيحيان براى تصرّف اندلس و بيرون كشيدن آن از دست مسلمين كشيدند اين بود كه به صورت دوستى و خدمت ، وسائل عيّاشى براى آنها فراهم كردند : باغها و بوستانها وقف ساختن شراب و نوشانيدن مسلمين شد . دختران زيبا و طنّاز در خيابانها به دلربايى و عاشقسازى پرداختند . سرگرميهاى شهوانى از هر جهت فراهم شد و روح ايمان و جوانمردى مرد . پس از اين جريان بود كه توانستند مسلمانان را بىدرنگ از دم تيغ بگذرانند .
استعمار غرب نيز اين برنامه را در قرون اخير به صورت دقيقى در كشورهاى اسلامى اجرا كرد . به هر حال غرق شدن در شهوات حيوانى عامل ديگرى است براى اينكه تعالى دينى در وجود بشر ضعيف و احياناً منفور گردد .
در زبان دين اين مطلب اينطور بيان شده كه وقتى دلها را كدورت و تيرگى و قساوت مىگيرد نور ايمان در دلها راه نمىيابد
( إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ )
( 1 ) .
يكى ديگر از موجبات اعراض و روگرداندن از دين ، جنگ و ستيزى است كه برخى از داعيان و مبلّغان دينى بىخرد ميان دين و ساير غرايز فطرى و طبيعى بشر ايجاد مىكنند و دين را به جاى اينكه مصلح و تعديل كنندهء غرايز ديگر معرفى كنند آن را ضد و منافى و دشمن ساير فطريّات بشر معرّفى مىكنند .
اين مطلب احتياج به توضيح دارد . بشر فطريّات زيادى دارد . در سرشت بشر تمايل به بسيار چيزها نهاده شده است . همهء اين تمايلات مربوط به امورى است كه بشر در سير تكاملى خود به آنها احتياج دارد ؛ يعنى هيچ تمايل بيهوده و لغوى كه احتياج به كشتن و ميراندن داشته باشد در وجود بشر نهاده نشده است ، همچنانكه هيچ عضو لغو و بيهودهاى در بدن بشر خلق نشده است . در سرشت انسان تمايلات زيادى هست ، از آن جمله است تمايل به ثروت ، تمايل به محبوبيّت اجتماعى ، تمايل به علم و حقيقتجويى ، تمايل به تشكيل خانواده و انتخاب همسر و امثال اينها . تمايل دينى نيز يكى از تمايلات طبيعى انسان است . هيچيك از اين تمايلات با يكديگر سر جنگ
هامش
( 1 ) . منافقون / 6 .