تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
كنيد با طرز تفكّر يك عدّه سبك‌مغز بىخبر و بىاطّلاع كه خيال مىكنند دين براى بشر « سربار » است ، بىدينى نوعى آزادى و سبكبارى است ! اينها خيال مىكنند پايبند نبودن به هر چيزى نامش آزادى است ، بنابراين پايبند نبودن به عقل و انسانيّت و اخلاق و شرافت چون بالاخره هر چه هست پايبند نبودن است سبكبارى و آزادى است . امّا اين حكيم عاليقدر روسى چقدر خوب ارزش « سرمايه » هاى معنوى را درك كرده است ؛ او نمىگويد ايمان « سربار » است ، مىگويد « سرمايه است » . من هنگامى كه اين سخن تولستوى را ديدم به ياد شعر معروف ناصر خسرو افتادم آنجا كه به فرزندش خطاب كرده مىگويد :
ز دنيا روى زى دين كردم ايراك * مرا بىدين جهان چه بود و زندان مرا پورا ز دين ملكى است در دل * كه آن هرگز نخواهد گشت ويران

دين ، پشتوانهء اخلاق و قانون

ركن اساسى در اجتماعات بشرى اخلاق است و قانون . اجتماع قانون و اخلاق مىخواهد و پشتوانهء قانون و اخلاق هم فقط و فقط دين است . اينكه مىگويند اخلاق بدون پايهء دينى هم استحكامى خواهد داشت ، هرگز باور نكنيد ؛ درست مثل اسكناس بدون پشتوانه است كه اعتبارى ندارد ، مثل اعلاميّهء حقوق بشر است كه فرنگيان منتشر كردند و مىكنند و خودشان هم قبل از ديگران عليه آن قيام كرده و مىكنند ، چرا ؟ چون متّكى به ايمانى كه از عمق وجدان بشر برخاسته باشد نيست . ژرژ بيدو كه زمانى خودش رهبر سوسياليستهاى فرانسه بود وقتى كه خواستند به الجزاير استقلال بدهند آمد جزو سازمانهاى آدمكشى قرار گرفت كه چرا به اينها استقلال مىدهيد ! بلى اينها هستند امضا كنندگان اعلاميّهء حقوق بشر و . . . قانون هم همين طور است . آزادى چطور ؟ آزادى هم همين طور است . تمام مقدّساتى كه اجتماع بشر دارد : عدالت ، مساوات ، آزادى ، انسانيّت و همدردى ، هر چه كه به فكر شما برسد ، تا پاى دين در ميان نباشد حقيقت پيدا نمىكند . آلكسيس كارل مىگويد :
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 400 | مرتضى مطهرى