و غير منطقى را بپذيرد . ناچار آن ايمان نامعقول جاى خود را در ذهن دانشمند به انكار و نفى مىدهد و چون مىپندارد عقيدهء به خدا جز به همان شكل غير منطقى نبايد باشد منكر خدا مىشود .
اين سخن ، سخن بسيار درستى است . مسلّماً علّت انكار و اعراض بسيارى از افراد تحصيل كرده اين است كه مفاهيم مذهبى و دينى به طرز صحيحى به آنها تعليم نشده است . در واقع آن چيزى كه آنها انكار مىكنند مفهوم واقعى خدا و دين نيست ، چيز ديگرى است .
افرادى مانند من كه با پرسشهاى مردم دربارهء مسائل مذهبى مواجه هستيم كاملًا اين حقيقت را درك مىكنيم كه بسيارى از افراد تحت تأثير تلقينات پدران و مادران جاهل يا مبلّغان بىسواد ، افكار غلطى در زمينهء مسائل مذهبى در ذهنشان رسوخ كرده است و همان افكار غلط اثر سوء بخشيده و آنها را دربارهء حقيقت دين و مذهب دچار ترديد و احياناً انكار كرده است . از اين رو كوشش فراوانى لازم است صورت بگيرد كه اصول و مبانى مذهبى به صورت صحيح و واقعى خود به افراد تعليم و القا شود .
اين بنده شخصاً سالهاست كه اين مطلب را احساس كردهام و وظيفهء خود دانستهام كه فعّاليتهاى مذهبى خود را تا حدودى كه توانايى دارم در راه تعليم صحيح و معقول مفاهيم دينى و مذهبى متمركز كنم . تجربه نشان داده است كه اين گونه فعّاليتها بسيار ثمربخش است .
ولى علّت اعراض از دين منحصر به اينها نيست ، علّتهاى ديگر هم در كار است .
يكى از چيزهايى كه موجب اعراض و تنفّر مردم از خدا و دين و همهء معنويّات مىشود آلوده بودن محيط و غرق شدن افراد در شهوتپرستى و هواپرستى است .
محيط آلوده همواره موجبات تحريك شهوات و تنپرورى و حيوان صفتى را فراهم مىكند . بديهى است كه غرق شدن در شهوات پست حيوانى با هر گونه احساس تعالى ، اعمّ از تعالى مذهبى يا اخلاقى يا علمى يا هنرى ، منافات دارد ، همهء آنها را مىميراند . آدم شهوتپرست نه تنها نمىتواند احساسات عالى مذهبى را در خود بپروراند ، احساس عزّت و شرافت و سيادت را نيز از دست مىدهد ، احساس شهامت و شجاعت و فداكارى را نيز فراموش مىكند . آنكه اسير شهوات است جاذبههاى معنوى ، اعمّ از دينى و اخلاقى و علمى و هنرى ، كمتر در او تأثير دارد . لهذا اقوام و ملّتهايى كه تصميم مىگيرند روح مذهب و اخلاق و شهامت و شجاعت و مردانگى را در
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 403
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٠٣