تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨

دين سرمايهء زندگى

اما قسمت دوم . بايد عرايضم را خيلى كوتاه كنم . قسمت دوم اينكه بگوييم چگونه دين تأمين كنندهء خواسته‌هاى بشر است و جانشين هم ندارد ؟ زمانى خيال مىكردند اگر تمدّن پيشرفت كرد ديگر جايى براى دين نيست . امروز ديگر معلوم شده كه پيشرفت علم و تمدّن نيازى را كه بشر به دين براى يك زندگى خوب دارد رفع نمىكند . بشر هم از لحاظ شخصى احتياج به دين دارد و هم از لحاظ اجتماعى نيازمند دين است . همين قدر كه ابديّت به فكر بشر مىآيد ، به جهان ديگر پيوند پيدا مىكند . اين قدرت فكرى و تصوّرى در او احساسات و تمايلات ابديّت خواهى به وجود مىآورد . پيدايش اين گونه تصوّرات وسيع و گسترده و پيدايش اين گونه تمايلات و خواسته‌هاى عظيم و پهناور در انسان با ساختمان بدنى و جسمانى محدود و فانىشوندهء انسان به هيچ وجه جور نمىآيد ؛ يعنى وقتى كه از يك طرف آن تصوّرات و تمايلات عظيم را در خود احساس مىكند و از طرف ديگر به ساختمان محدود و فانى شونده و زودگذر مادّى خود مىنگرد ، مىبيند اشتهاى لقمه‌اى در او پيدا شده كه به اصطلاح براى دهانش خيلى بزرگ است ، آرزوى كلاهى را پيدا كرده است كه نه تنها براى سر او ، بلكه براى سر چرخ و فلك هم گشاد است . اينجاست كه يك عدم تعادل عجيب و ناراحت كننده‌اى ميان آرزوها و خواسته‌ها از يك طرف و استعداد جسمانى خود از طرف ديگر مىبيند . تصوّر محروميّت از ابديّت او را خرد مىكند ، غبطه مىبرد به حال حيوانات كه حدود فكرشان با حدود استعداد جسمانىشان منطبق است ، دربارهء بقاء و ابديّت فكر نمىكنند تا آرزويش در دلشان پيدا شود و از تصوّر رسيدن به آن آرزو و از تصور فنا و نيستى رنج ببرند . راستى هم اگر بنا بشود انسان فانى شونده باشد ، عدم تعادل و عدم تناسب عجيبى ميان افكار و تمايلات روحىاش از يك طرف و استعداد و توانايىاش از طرف ديگر وجود دارد ؛ اين سؤال پيش مىآيد كه اگر بناست اين موجود مات و فات شود اين تفكّرات و تصوّرات و تمايلات وسيع و پهناور چقدر بيهوده و موذى و خردكننده است . بسيارى از تلاشهاى بشر براى جاويد ماندن نام و عنوان و يادگارهايش بعد از خودش ، مولود همين احساس و آرزو است ولى البتّه به صورت غير منطقى ؛ خيال
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 398 | مرتضى مطهرى