تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
يكسان شده و خيل قشون روس ( 1 ) و قحطى و سبعيّت و درنده‌خويى براى يكديگر نقل مىكنيم ؛ ولى با اينكه عقل حكم مىكند كه از مشاهدهء چنين دورنمايى بر خود بلرزيم ، چون جزئى از وجودمان از آن لذّت مىبرد و شكافى عميق روح ما را به دو قسمت سالم و ناسالم تقسيم مىكند ، براى جلوگيرى از بدبختى تصميم قاطعى نمىگيريم . » ( 2 ) چه تصميمى ؟ مگر بشر قادر است چنين تصميمى بگيرد ؟ هم او مىگويد : « دورهء به وجود آمدن انسان نسبت به دورهء تاريخى ، طولانى ، ولى نسبت به دوره‌هاى زمين‌شناسى كوتاه است . تصوّر مىكنند انسان يك ميليون سال است كه به وجود آمده . اشخاصى هستند و از آن جمله اينشتاين كه به زعم آنها بسيار محتمل است كه انسان دورهء حيات خود را طى كرده باشد و در ظرف سنين معدودى موفّق شود با مهارت شگرف علمى خود ، خويشتن را نابود كند . » ( 3 ) انصافاً اگر بر اساس علل مادّى و ظاهرى قضاوت كنيم اين بدبينىها بسيار بجاست . فقط يك ايمان معنوى ، ايمان به « امدادهاى غيبى » و اينكه « جهان را صاحبى باشد خدا نام » لازم است كه اين بدبينىها را زايل و تبديل به خوشبينى كند و بگويد بر عكس ، سعادت بشريّت ، رفاه و كمال بشريّت ، زندگى انسانى و زندگى مقرون به عدل و آزادى و امن و خوشى بشر ، در آينده است و انتظار بشر را مىكشد . اگر اين بدبينى را بپذيريم واقعاً مسأله صورت عجيب و مضحكى به خود مىگيرد ؛ مثل بشر مثل طفلى مىشود كه در اوّلين لحظه‌اى كه قادر مىشود چاقو به دست بگيرد آن را به شكم خود مىزند ، خودكشى مىكند و كوچكترين حظّى از وجود خود نمىبرد . مىگويند از عمر زمين در حدود چهل ميليارد سال مىگذرد و از عمر انسان در حدود يك ميليون سال . مىگويند اگر همهء زمين و حيوان و انسان را كه بر روى زمين به
هامش
( 1 ) . در زمانى كه كتاب اميدهاى نو نوشته مىشد ، غرب از روس وحشت داشت ، امّا اكنون عامل چين به ميان آمده و هر دو از آن مىترسند . مثل معروفى است در خراسان : « ديوانه بجه كه مست آمد » . ( 2 ) . اميدهاى نو ، بخش سرگردانيهاى ما / ص 2 . ( 3 ) . همان مأخذ ، بخش تسلّط بر طبيعت / ص 26 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 360 | مرتضى مطهرى