تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
حركت است و تا شش ماه ديگر به مدار زمين مىرسد و با زمين ما برخورد مىكند و در يك لحظه زمين ما به يك تودهء خاكستر تبديل مىشود بازهم با همهء ايمان و اعتقادى كه به پيش‌بينىهاى دانشمندان داريم به خود ترس راه نمىدهيم ، در ته دلمان يك نوع ايمان و اطمينانى هست كه بنا نيست بوستان بشريّت كه تازه شكفته است در اثر باد حوادث ويران گردد . آرى ، همان طورى كه باور نمىكنيم زمين ما به وسيلهء يك ستاره ، يك حادثهء جوّى نيست و نابود شود ، باور نمىكنيم كه بشريّت به دست خود بشر و به وسيلهء نيروهاى مخرّبى كه به دست بشر ساخته شده منهدم گردد . آرى ، ما به حكم يك الهام معنوى كه از مكتب انبياء گرفته‌ايم باور نمىكنيم . ديگران چطور ؟ آيا آنها هم باور نمىكنند ؟ آيا همين اطمينان و خوشبينى نسبت به آيندهء انسان و زمين و زندگى و تمدّن و خوشبختى و بهروزى و عدالت و آزادى در آنها وجود دارد ؟ ابداً . هر چندى يك بار در روزنامه‌ها ، در نطقها و سخنرانيهاى گردانندگان سياست جهان آثار بدبينى شومى نسبت به آيندهء بشريّت و تمدّن مشاهده مىكنيم . اگر از آن درسى كه دين به ما آموخته صرف نظر كنيم و ايمان به مددهاى غيبى را از دست بدهيم و تنها بر اساس علل ظاهرى حكم كنيم بايد به آنها حق بدهيم كه بدبين باشند . چرا بدبين نباشند ؟ در دنيايى كه سرنوشتش بستگى پيدا كرده به دگمه‌اى كه انسانى فشار دهد و پشت سرش وسائل مخرّب كه قدرت آنها را خدا مىداند به كار بيفتد ، در دنيايى كه به راستى بر روى انبارى از باروت قرار گرفته و جرقّه‌اى كافى است كه يك حريق جهانى به وجود بياورد ، چه جاى خوشبينى به آينده است ؟ راسل در كتاب اميدهاى نو مىگويد : « زمان حاضر زمانى است كه در آن حسّ حيرت توأم با ضعف و ناتوانى همه را فرا گرفته است . مىبينيم به طرف جنگى پيش مىرويم كه تقريباً هيچ‌كس خواهان آن نيست ؛ جنگى كه همه مىدانيم قسمت اعظم نوع بشر را به ديار نيستى خواهد فرستاد . و با وجود اين مانند خرگوشى كه در برابر مار افسون شده باشد خيره خيره به خطر نگاه مىكنيم بدون آنكه بدانيم براى جلوگيرى از آن چه بايد كرد ؟ در همه جا داستانهاى مخوف از بمب اتمى و هيدروژنى و شهرهاى با خاك