تفاوت تفكّر الهى و تفكّر مادّى
تفاوت تفكّر مادّى و تفكّر الهى در همينجاست . از نظر يك نفر مادّى در حساب عالم هيچ گونه تفاوتى ميان راه حق و راه ناحق نيست . عدل و ظلم ، حق و ناحق ، خوبى و بدى از نظر نظام كلّى و جملى عالم ، حساب خاصّى ندارد . گوش جهان به اين معانى و مفاهيم بدهكار نيست . اساساً جهان چشم و گوش و عقل و هوشى ندارد كه به اين چيزها برسد و آن را كه در راه حق و عدالت و اخلاق و انسانيّت و نيكوكارى و اخلاص گام بر مىدارد تأييد كند و آن را كه در اين راه گام بر نمىدارد تأييد نكند . ولى از نظر انسان الهى ، در حساب كلّى جهان ميان اين دو تفاوت است ؛ حقيقتى در كار است و به حمايت مردان راه حق بر مىخيزد .
ما در كتاب انسان و سرنوشت تحت عنوان « تأثير عوامل معنوى در سرنوشت » گفتهايم كه : « از نظر جهانبينى مادّى ، عوامل مؤثّر در اجل ، روزى ، سلامت ، سعادت و خوشبختى منحصراً مادّى است . تنها عوامل مادى است كه اجل را دور يا نزديك مىكند ، روزى را توسعه مىدهد يا تنگ مىكند ، به تن سلامت مىدهد يا مىگيرد ، خوشبختى و سعادت را تأمين يا نابود مىكند . امّا از نظر جهانبينى الهى علل و عوامل ديگرى كه عوامل روحى و معنوى ناميده مىشوند نيز همدوش عوامل مادّى در كار اجل و روزى و سلامت و سعادت و امثال اينها مؤثّرند . از نظر جهانبينى الهى ، جهان يك واحد زنده و با شعور است ، اعمال و افعال بشر حساب و عكس العمل دارد ، خوب و بد در مقياس جهان بىتفاوت نيست ، اعمال خوب يا بد انسان مواجه مىشود با عكس العملهايى از جهان كه احياناً در دورهء حيات و زندگى خود فرد به او مىرسد . . . » .
هم در آن كتاب گفتيم : « از نظر مادّى سنن تشريعى يعنى مقرّراتى كه بايد بشر به آنها عمل كند حساب مخصوصى در ميان سنن تكوين ندارد . حقّ و باطل ، درست و نادرست ، عدالت و ستم يك جور حساب دارد . جهان نسبت به طرفداران آنها بيطرف است . امّا از نظر مكتب الهى جهان نسبت به اين امور و طرفداران آنها بيطرف نيست ، طرفدار اهل حق و عدالت و درستى و صاحبان آرمانهاى مقدّس است . يك نفر مادّى هر اندازه به مسلك و روش و آيين خود مؤمن و معتقد باشد و هر اندازه آرمانش مقدّس