ايشان را شفا داد به زيارت حضرت رضا ( عليه السّلام ) تشرّف حاصل كنند .
يكى از مراجع تقليد حاضر براى بنده نقل كردند كه ايشان در يك جلسهء خصوصى اين تصميم را ابراز فرمودند و ضمناً به اصحاب خودشان كه در آن جلسه شركت داشتند فرمودند كداميك از شما با من خواهيد آمد ؟ ما گفتيم تأمّلى مىكنيم و بعد جواب مىدهيم . ولى ما در غياب ايشان مشورت كرديم و اساساً صلاح نديديم ايشان فعلا از قم به مشهد بروند . بيشتر روى اين جهت فكر مىكرديم كه ايشان تازه به مركز قم آمدهاند و هنوز مردم ايران ، مخصوصاً مردم تهران و مشهد كه در مسير و مقصد مسافرت ايشان هستند ايشان را درست نمىشناسند و بنابراين تجليلى كه شايستهء مقام ايشان هست از ايشان به عمل نخواهد آمد . لهذا تصميم گرفتيم ايشان را از اين سفر منصرف كنيم ، ولى مىدانستيم كه اين جهت را نمىشود با ايشان در ميان گذاشت . بنا شد عذرهاى ديگرى ذكر كنيم از قبيل اينكه چون تازه عمل جرّاحى صورت گرفته است ممكن است اين مسافرت طولانى با اتومبيل ( آن وقت هواپيما و قطار در راه مشهد و تهران نبود ) صدمه داشته باشد .
در جلسهء بعد كه ايشان مجدّداً مطلب را عنوان كردند ما كوشيديم هرطور شده ايشان را منصرف كنيم ، ولى يكى از حضّار مجلس آنچه ما در دل داشتيم اظهار داشت و ايشان فهميدند كه منظور اصلى ما از مخالفت با اين مسافرت چيست . ناگهان تغيير قيافه دادند و با لحنى جدّى و روحانى فرمودند : « من هفتاد سال از خداوند عمر گرفتهام و خداوند در اين مدّت تفضّلاتى به من فرموده است كه هيچكدام از آنها تدبير خود من نبوده است . من در همهء اين مدّت كوشش داشتهام ببينم چه وظيفهاى دارم كه به آن عمل كنم ؛ حالا پس از هفتاد سال شايسته نيست خودم به فكر خودم باشم و براى شئونات شخصى خودم بينديشم ، خير مىروم » .
آرى ، يك فرد در زندگى عملى خود اگر كوشش و اخلاص را توأماً داشته باشد خداوند او را از راههايى كه خود آن فرد نمىداند تأييد مىفرمايد :
إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ
( 1 ) شما اگر حقيقت را يارى كنيد حقيقت به يارى شما مىآيد .
هامش
( 1 ) . محمّد ( ص ) / 7 .