ولى اينطور نيست . امروز جمع بسيارى از دانشمندان ، بسيارى از فرضيّهها را نوعى الهام به دانشمند تلقّى مىكنند . الكسيس كارل در كتاب انسان موجود ناشناخته يكى از طرفداران نظريّهء اشراق و الهام است . او مىگويد :
« به يقين اكتشافات علمى تنها محصول و اثر فكر آدمى نيست . نوابغ علاوه بر نيروى مطالعه و درك قضايا ، از خصايص ديگرى چون اشراق و تصوّر خلّاقه برخوردارند ، به وسيلهء اشراق چيزهايى را كه بر ديگران پوشيده است مىيابند و روابط مجهول بين قضايايى كه ظاهراً با هم ارتباطى ندارند مىبينند و وجود گنجينههاى مجهول را به فراست در مىيابند و بدون دليل و تحليل آنچه را دانستنش اهمّيت دارد مىدانند . » ( 1 )
و هم او مىگويد :
« دانشمندان را به دو دسته مىتوان تقسيم كرد : يكى منطقى و ديگرى اشراقى . علوم ، ترقّى خود را مرهون اين دو دسته متفكّر است . در علوم رياضى نيز كه اساس و پايهء كاملًا منطقى دارد مع هذا اشراق سهم گرفته است . . . در زندگى عادى نيز مانند قضاياى علمى ، اشراق يك عامل شناسايى قوى و در عين حال خطرناكى است و تميز آن از توهّم گاهى دشوار است . . . فقط مردان بزرگ و پاكان سادهدل مىتوانند با آن به كمال اوج زندگى معنوى برسند . اين موهبت حقّا شگفتانگيز است و درك واقعيّت بدون دليل و تعقّل را غير قابل تفسير مىنمايد . » ( 2 )
الكسيس كارل عدّهاى از دانشمندان رياضى را نام مىبرد و مدّعى مىشود كه اينها منطقى هستند يعنى معلومات خويش را منحصراً از طريق كسب و استنتاج منطقى به دست آوردهاند ، و عدّهاى از رياضىدانان را نام مىبرد و مدّعى مىشود كه اينها اشراقى و الهامى هستند .
دانشمندان ديگر نيز اين نظر را تأييد كردهاند . اخيراً يكى از دوستان فاضل مقالهاى تحت عنوان « نقش شعور باطن در تجسّسات علمى » از يكى از دانشمندان
هامش
( 1 ) . انسان موجود ناشناخته ، ص 134 .
( 2 ) . همان مأخذ ، ص 135 .