محسوسات ، مؤمن و معتقد نمايند . پيغمبران به اينكه مردم به وجود غيب ايمان داشته باشند اكتفا نكردهاند ، پيغمبران آمدهاند كه ميان مردم و غيب رابطه برقرار كنند ، حلقهء اتّصال ميان مردم و جهان غيب باشند ، مردم را مؤمن به مددهاى غيبى و عنايتهاى خاصّ در شرايط خاصّى بنمايند . اينجاست كه مسألهء غيب عملًا با زندگى بشر تماس پيدا مىكند .
پردهء غيب
گفتم غيب يعنى نهان ، پس پرده . اين پرده چيست ؟ چگونه پردهاى است كه جلو چشم ما كشيده شده كه نمىتوانيم ببينيم ؟ آيا واقعاً پردهاى وجود دارد كه بايد پس برود تا ببينيم ، يا اينكه اين تعبيرات كنايه از حقايق ديگرى است ؟ اتّفاقاً همين تعبير « پرده » در خود قرآن كريم نيز آمده است . دربارهء اهل قيامت مىفرمايد :
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
( 1 ) .
امروز پرده را از جلوى تو برداشتيم ، اينك ديدهء تو باز است و مىتوانى همه چيز را ببينى .
جملهء معروفى منسوب است به حضرت امير ( عليه السّلام ) :
لَوْ كُشِفَ الْغِطاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقيناً ( 2 ) .
فرضاً پرده بر افتد بر يقين من افزوده نمىشود .
مسلّما اين پرده از نوع مادّه و جسم نيست ؛ اين پرده جز حجاب محدوديّت حواسّ ما كه تنها امور نسبى و محدود را درك مىكند نمىباشد .
هامش
( 1 ) . ق / 22 .
( 2 ) . شرح ابن ميثم بر صد كلمهء انتخابى جاحظ ، كلمهء 1 .