تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
هرگز مستلزم جمود يا غرور نيست . علم بشر را در مقابل حقايق خاضع‌تر و تسليم‌تر و در قبول و انكار محتاط تر مىكند . پس جمود كه بدتر از جهالت است عبارت است از روح ضدّ تحقيق ، عبارت است از حالتى كه مقدّس‌ترين روحيّه را كه روحيّهء تحقيق و كاوشگرى است از بشر مىگيرد . شايد بشود گفت همان طورى كه جمود از جهل زشت‌تر است ، حسّ تحقيق از خود علم مقدّس‌تر است . علم آنگاه مقدّس و قابل احترام است كه با روح تحقيق توأم باشد . روح تحقيق آنگاه وجود دارد كه بشر به نقص علم و اطّلاعات خود معترف باشد . حديث لطيفى هست مبنى بر اينكه علم سه درجه است . تعبير حديث اين است كه علم سه وجب است ؛ بشر همين‌كه به وجب اوّل علم مىرسد تكبّر به او دست مىدهد و همين‌كه به وجب دوم مىرسد تواضع و فروتنى به او دست مىدهد زيرا معلومات خود را در برابر مجهولات ناچيز مىبيند ؛ وقتى كه به وجب سوم مىرسد مىفهمد كه هيچ چيز نمىفهمد و مىگويد : « معلومم شد كه هيچ معلوم نشد » . بو على سينا رباعى معروفى دارد ، مىگويد :
دل گرچه در اين باديه بسيار شتافت * يك موى ندانست ولى موى شكافت
اندر دل من هزار خورشيد بتافت * آخر به كمال ذرّه‌اى راه نيافت
بزرگترين دانشمند فيزيك و رياضى و در واقع بزرگترين دانشمند طبيعت‌شناس عصر ما اينشتاين است . در مقدّمهء خلاصهء فلسفى نظريّهء نسبيّت مىگويد : بشر پس از آشنا شدن با فيزيك جديد همين قدر مىتواند ادّعا كند كه با الفباى كتاب آفرينش آشنا شده است نه بيشتر ؛ يعنى مثل بشر از نظر آشنايى با حقايق جهان مثل كودكى است كه تازه به دبستان رفته و الفباى يك زبان را شناخته است . اين كودك تا وقتى كه بتواند كتابهاى علمى كه به آن زبان نوشته شده است بخواند و بفهمد ، چقدر فاصله دارد ؟ بشر امروز نيز تا وقتى كه بتواند كتاب طبيعت را بخواند همين قدر بلكه بيشتر فاصله دارد . من امشب نمىخواهم به شما بگويم هر چه من مىگويم بپذيريد . من امشب به عنوان يك گويندهء مذهبى در اين مركز علمى مىخواهم از همان خاصيّتى استفاده كنم