أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »
( 1 ) اين نيست كه بر دوستان خدا ترسى نيست . در اينجا كلمهء « ولىّ » از قبيل فعيل به معناى مفعول است . پس معنى چنين مىشود :
كسانى كه خداوند ولىّ امر آنها و متصرّف در شئون آنهاست مورد ترس و نگرانى نمىباشند . و همچنين معناى آيهء
« الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ »
اين نيست كه مؤمنين دوستان يكديگرند بلكه اين است كه مؤمنين نسبت به يكديگر متعهّد و در شئون يكديگر متصرّف و در سرنوشت يكديگر مؤثّرند و لهذا بعد مىفرمايد :
« يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ »
.
از اينجا جواب سؤال دوم هم روشن شد . در آيهء مورد نظر ، مقصود اين نيست كه خدا و پيامبر و على دوستان شمايند ، بلكه اين است كه اختياردار و ذى حق در تصرّف در شئون شما هستند .
و به فرض اينكه استعمال كلمهء « ولىّ » به معناى « دوست » صحيح باشد ، در اينجا مناسبت ندارد كه به صورت حصر گفته شود كه منحصراً ولىّ شما خدا و پيامبر و على است . از اينجا معلوم مىشود كه توجيه برخى مفسّرين اهل سنّت - كه گفتهاند مفاد اين آيه چيز مهمّى نيست ، بلكه صرفاً اين است كه على دوست شماست يا على بايد محبوب و مورد علاقهء شما باشد ( اگر فعيل به معنى مفعول باشد ) - غلط است .
طبق اين بيان ، آيهء شريفهء
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ »
كه ولاء اثباتى خاصّ است ، صرفاً ولاء محبّت نيست ، بالاتر است . پس چه نوع ولائى است ؟ توضيحاتى كه بعداً داده مىشود مطلب را روشن مىكند .
2 ولاء امامت
ولاء امامت و پيشوايى و به عبارت ديگر مقام مرجعيّت دينى يعنى مقامى كه ديگران بايد از وى پيروى كنند ، او را الگوى اعمال و رفتار خويش قرار دهند و
هامش
( 1 ) . يونس / 62 .