كه آنان فهم و دانش روزى شدهاند ؛ و واى بر آنان كه فضلشان را تكذيب كنند و رحم مرا در موردشان قطع كنند كه شفاعتم آنان را نگيرد . » ( 1 )
امامت و پيشوايى و مقتدايى دينى ، به طورى كه آنچه پيشوا مىگويد و هرطور عمل مىكند سند و حجّت الهى تلقّى شود ، نوعى ولايت است ، زيرا نوعى حقّ تسلّط و تدبير و تصرّف در شئون مردم است .
به طور كلّى هر معلّم و مربّى از آن جهت كه معلّم و مربّى است ، ولىّ و حاكم و متصرّف در شئون متعلّم و مربّاست ، چه رسد به معلّم و مربّىاى كه از جانب خدا اين حق به او داده شده باشد .
آيهء كريمهء
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ »
ناظر به چنين ولايتى است . البتّه مقصود اين نيست كه اين آيه شامل برخى ديگر از اقسام ولايت كه بعداً ذكر خواهيم كرد نيست . مقصود اين است كه اين آيه شامل ولاء امامت و پيشوايى و مرجعيّت دينى هست . در برخى احاديث گذشته نيز كلمهء « ولىّ » در مورد ولاء امامت استعمال شده است .
اين نوع از ولاء را اگر به امام نسبت دهيم به معنى حقّ پيشوايى و مرجعيّت دينى است و اگر به افراد امّت نسبت دهيم به معنى پذيرش و قبول اين حقّ است .
3 ولاء زعامت
ولايت زعامت يعنى حقّ رهبرى اجتماعى و سياسى . اجتماع نيازمند به رهبر است . آن كس كه بايد زمام امور اجتماع را به دست گيرد و شئون اجتماعى مردم را اداره كند و مسلّط بر مقدّرات مردم است « ولىّ امر مسلمين » است . پيغمبر اكرم در زمان حيات خودشان ولىّ امر مسلمين بودند و اين مقام را خداوند به ايشان عطا فرموده بود و پس از ايشان طبق دلايل زيادى كه غير قابل انكار است به اهل البيت رسيده است .
هامش
( 1 ) . حلية الاولياء ، ج 1 / ص 86 .