اين اصل را « كتاب » يعنى قرآن به ما تعليم مىدهد . از طرف ديگر ، در سنّت يك سلسله دستورها رسيده است كه در فقه به نام « سبق و رماية » معروف است ؛ دستور رسيده كه خود و فرزندانتان تا حدّ مهارت كامل ، فنون اسب سوارى و تيراندازى را ياد بگيريد . اسبدوانى و تيراندازى جزء فنون نظامى آن عصر و بهترين وسيلهء تهيّهء نيرو و نيرومند شدن در مقابل دشمن در آن عصر بوده است . ريشه و اصل قانون « سبق و رماية » اصل
« وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ »
است ؛ يعنى تير و شمشير و نيزه و اسب از نظر اسلام اصالت ندارد و جزء هدفهاى اسلامى نيست ، آنچه اصالت دارد اين است كه مسلمانان بايد در هر عصر و زمانى تا آخرين حدّ امكان از لحاظ قواى نظامى و دفاعى در برابر دشمن قوى باشند .
در حقيقت ، لزوم مهارت در تيراندازى و اسبدوانى ، جامهاى است كه به تن لزوم نيرومندى در برابر دشمن پوشانده شده است ، و به عبارت ديگر ، مهارت در تيراندازى و اسبدوانى شكل اجرائى نيرومند بودن در آن عصر و زمان بوده است . لزوم نيرومندى در مقابل دشمن ، قانون ثابتى است كه از يك احتياج ثابت و دائم سرچشمه مىگيرد ؛ امّا لزوم مهارت در تيراندازى و اسبدوانى مظهر يك احتياج موقّت است و با مقتضيات زمان و توسعهء عوامل فرهنگى و فنّى تغيير مىكند و چيزهاى ديگر از قبيل لزوم مهارت در به كار بردن سلاحهاى امروز جاى آن را مىگيرد .
مثال ديگر : پيغمبر اكرم ( ص ) فرموده است طلب دانش بر هر مسلمان واجب است .
دانشمندان اسلامى به ثبوت رسانيدهاند كه وجوب تحصيل دانش از نظر اسلام در دو مورد است : يكى در موردى كه تحصيل ايمان ، به دانش بستگى دارد ؛ و ديگر در مواردى است كه انجام يك وظيفه بدان بستگى پيدا مىكند .
در مورد دوم مىگويند وجوب طلب دانش « تهيّؤى » است ، يعنى براى اين است كه انسان را براى عمل و انجام وظيفه آماده نمايد .
اينجاست كه تحصيل علوم از نظر وجوب و عدم وجوب به حسب مقتضيات زمان متفاوت مىشود . در برخى از زمانها انجام تكاليف اسلامى حتّى تكاليف اجتماعى از قبيل تجارت ، صنعت ، سياست و غيره نياز چندانى به تحصيل دانش ندارد ، تجربيّات عادى كافى است ؛ ولى در زمان ديگر مانند زمان ما انجام اين وظايف آنچنان پيچيده و دشوار است كه سالها درس و تخصّص لازم است تا انجام تكاليف اجتماعى اسلامى