علّت اين سبقت و تقدّم در قيامت و علّت اينكه همهء پيامبران در آن جهان در زير پرچم اين پيامبر هستند اين است كه همه مقدّمهاند و اين نتيجه ؛ وحى آنها در حدود يك برنامهء موقّت بوده و وحى اين پيغمبر در سطح قانون اساسى كلّى هميشگى است .
بزرگان اسلامى با توجّه به اين دو جمله و با الهام از يك اصل ديگر از اصول معارف اسلامى ، كه آنچه در آن جهان ظهور مىكند ظهور ملكوتى واقعيّات اين جهان است سخنان نغز و دلپذيرى در اين باره گفتهاند . ابن الفارض مصرى با اشاره به مضمون اين دو حديث مىگويد :
و انّى و ان كنت ابن آدم صورة * فلى فيه معنى شاهد بابوّتى
و كلّهم عن سبق معناى دائر * بدائرتى أو وارد من شريعتى
و ما منهم الّا و قد كان داعيا * به قومه للحقّ عن تبعيّتى
و قبل فصالى دون تكليف ظاهرى * ختمت بشرعى الموضحى كلّ شرعة ( 1 )
مولوى در همين مضمون مىگويد :
ظاهرا آن شاخ اصل ميوه است * باطنا بهر ثمر شد شاخ هست
گر نبودى ميل و امّيد ثمر * كى نشاندى باغبان بيخ شجر
پس به معنى آن شجر از ميوه زاد * گر به صورت از شجر بودش نهاد
مصطفى زين گفت : « كادم و انبيا * خلف من باشند در زير لوا »
بهر اين فرموده است آن ذو فنون * رمز « نحن الآخرون السّابقون »
گر به صورت من ز آدم زادهام * من به معنى جدّ جد افتادهام
پس ز من زاييد در معنى پدر * پس ز ميوه زاد در معنى شجر
اوّل فكر آخر آمد در عمل * خاصه فكرى كو بود وصف ازل
هامش
( 1 ) . ترجمه : من هر چند به حسب صورت و جريانات مادّى اين جهانى فرزند آدم ابو البشر هستم ، امّا در من معنى و حقيقتى هست كه گواه بر پدرى من نسبت به آدم است .
همهء پيامبران به واسطهء تقدّم معنويّت و حقيقت من برگرد مركز من مىچرخند و از ورودگاه ( شريعت ) من آب بر مىدارند .
هيچ پيامبرى نيامده است مگر آنكه امّت خويش را به خاطر حقيقت به پيروى از من خوانده است .
پيش از تمام شدن دوران شيرخوارگى و نرسيده به دورهء تكليف ظاهرى ، با شريعت روشنگر خود به همهء شرايع پايان دادم .