شبسترى مىگويد :
يكى خطّ است از اوّل تا به آخر * بر او خلق خدا جمله مسافر
در اين ره انبيا چون سارباناند * دليل و رهنماى كارواناند
و زيشان سيّد ما گشته سالار * « هم او اوّل هم او آخر در اين كار »
احد در ميم احمد گشت ظاهر * « در اين دور اوّل آمد عين آخر »
ز احمد تا احد يك ميم فرق است * جهانى اندرين يك ميم غرق است
بر او ختم آمده پايان اين راه * به دو منزل شده « ادعوا الى اللّه »
مقام دلگشايش جمع جمع است * جمال جانفزايش شمع جمع است
شده او پيش و دلها جمله در پى * گرفته دست جانها دامن وى
قرآن كريم اصل نويد و ايمان و تسليم پيامبران پيشين را به پيامبرانى كه پس از آنها مىآيند ( و به طريق اولى خاتم انبياء ) و وظيفه دارى اينكه امّت خود را نيز بدين جهت تبليغ كنند و آنها را آمادهء تعليمات پيامبران بعدى بنمايند ، و همچنين تأييد و تصديق پيامبران بعدى پيامبران پيشين را و اينكه خداوند از پيامبران بر اين نويد و تسليمها و تأييد و تصديقها پيمان شديد گرفته است اينچنين ذكر كرده است :
وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ
( 1 ) .
به ياد آر هنگامى را كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت كه زمانى كه به شما كتاب و حكمت دادم سپس فرستادهاى آمد كه آنچه با شماست تصديق مىكند ، به او ايمان آوريد و او را يارى نماييد . خداوند گفت آيا اقرار و اعتراف كرديد و اين بار را به دوش گرفتيد ؟ گفتند اقرار كرديم . گفت پس همه گواه باشيد ، من نيز از گواهانم .
پيوند نبوّتها و رابطهء اتّصالى آنها مىرساند كه نبوّت يك سير تدريجى به سوى تكامل داشته و آخرين حلقهء نبوّت ، مرتفعترين قلّهء آن است . عرفاى اسلامى
هامش
( 1 ) . آل عمران / 81 .