تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
راز اينكه در انسان انحراف و سقوط و توقّف و انحطاط هست و در ساير جاندارها نيست نيز در همين نكته است . انسان بر خلاف ساير جانداران - كه سر جاى خود متوقّف‌اند و خود قادر نيستند كه خود را جلو ببرند يا به عقب برگردند ، به راست منحرف شوند يا به چپ ، تند بروند يا كند - هم مىتواند خود را به جلو ببرد و هم مىتواند به عقب برگردد ، هم قادر است به سوى چپ منحرف شود و هم به سوى راست ، هم مىتواند تند برود و هم كند ، و بالأخره هم مىتواند بنده‌اى « شاكر » باشد و هم سركشى « كافر » ؛ از اين رو دائماً در ميان نوسانات افراطى و تفريطى گرفتار است . اجتماع بشرى گاه آنچنان جامد و ساكن و اسير عادات دست و پاگير مىشود كه نيازمند به نيرويى است كه زنجيرها را از او برگيرد و او را به حركت آورد ، و گاه آنچنان هوس نوخواهى پيدا مىكند كه سنن و نواميس خلقت را فراموش مىكند ؛ گاه غرق در غرور و تكبّر و خودخواهى مىشود و نيرويى ضرورت پيدا مىكند كه او را در جهت زهد و رياضت و ترك خودبينى و رعايت حدود خود و حقوق ديگران براند ، و گاه آنچنان به سستى و لاقيدى و ستمكشى خو مىكند كه جز با بيدار كردن « منش » و شخصيّت و احساس احقاق حقوق ، چاره نمىتوان كرد . بديهى است كه تندروى يا كندروى يا انحراف به راست يا چپ ، هر كدام برنامهء مخصوص به خود دارد . براى جامعهء منحرف به راست ، نيروى اصلاح‌كننده بايد متمايل به چپ باشد و بر عكس . اين است كه دواى يك زمان و يك دوره و يك قوم ، براى زمان ديگر و قوم ديگر ، درد و بلاى مزمن است ، و اين است راز اينكه رسالتها مختلف و احياناً به صورت ظاهر ، متضاد جلوه مىكند : يكى پيامبر جنگ مىشود و ديگرى پيامبر صلح ، يكى پيامبر محبّت مىشود و ديگرى پيامبر خشونت و صلابت ، يكى پيامبر انقلابى و ديگرى پيامبر محافظه‌كار ، يكى پيامبر گريان و ديگرى پيامبر خندان . راز موقّت بودن تعليمات اين گونه پيامبران همين است . بديهى است كه با همهء تضادّى كه ميان اين گونه رسالتها از نظر روش هست ، از نظر هدف تضاد و اختلافى نيست ؛ هدف يكى است : بازگشت به تعادل و افتادن در جادّهء اصلى . قرآن كريم ضمن قصص پيامبران كاملا نشان مىدهد كه هر كدام از آنها ضمن تعليمات مشترك مربوط به مبدأ و معاد ، بر روى يك نكتهء بالخصوص تكيه و اصرار داشته و مأمور اجراى برنامهء خاصّى بوده‌اند . اين مطلب از مطالعهء قصص قرآنى كاملًا روشن است .