وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً .
و اينچنين شما را - تربيت يافتگان واقعى اسلام را - جماعت وسط و معتدل و متعادل قرار داديم تا حجّت و شاهد بر مردم ديگر باشيد و پيغمبر حجّت و شاهد بر شما باشد .
امّت واقعى اسلام از نظر قرآن يك امّت وسط و معتدل است . بديهى است كه امّت وسط و معتدل و متعادل ، دستپروردهء تعاليم وسط و معتدل است . اين آيه امتياز و خصوصيّت امّت ختميّه و تعليمات ختميّه را در يك كلمه ذكر مىكند : وسطيّت و تعادل .
در اينجا پرسشى پيش مىآيد و آن اينكه مگر ساير پيامبران تعليمات متعادلى نداشتهاند ؟ در پاسخ اين پرسش ذكر مطلبى لازم است :
انسان تنها جاندار روى زمين نيست ، و هم تنها جاندارى نيست كه اجتماعى زندگى مىكند . جاندارهاى ديگرى هستند كه زندگى اجتماعى دارند با يك سلسله مقرّرات و نظامات و تشكيلات دقيق . زندگى آنها بر خلاف بشر ، ادوارى از قبيل عهد جنگل ، عهد حجر ، عهد آهن ، عهد اتم و غيره پيدا نكرده است ، از اوّلى كه نوع آنها به وجود آمده داراى همين تشكيلات و نظامات بودهاند كه دارند . اين انسان است كه به حكم «
وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً
( 1 ) انسان ( در به دو خلقت ) ناتوان آفريده شده است » زندگىاش از صفر شروع مىشود و به سوى بىنهايت پيش مىرود . انسان فرزند رشيد و بالغ طبيعت است و از همين رو آزاد و مختار است ، نيازى به قيمومت و سرپرستى مستقيم و هدايت اجبارى به وسيلهء نيروى مرموزى به نام « غريزه » ندارد .
آنچه ساير جانداران با نيروى غير قابل سرپيچى غريزه انجام مىدهند ، او در محيط آزاد عقل و قوانين قراردادى انجام مىدهد :
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
( 2 ) .
راه را به او نموديم ، او خود ( آزادانه و با انتخاب خود ) يا قدرشناس است و يا ناسپاس .
هامش
( 1 ) . نساء / 28 .
( 2 ) . دهر / 3 .