تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
استخلاف معارض در مىآيد . اينك مجموع سه آيه :
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ . وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ . وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ
( 1 ) . اين سه آيه به يكديگر مرتبطاند و مجموعا يك مطلب را بيان مىكنند . معنى مرتبط سه آيه اين است : فرعون در زمين برترىجويى كرد و مردم زمين را فرقه فرقه كرد ، گروهى از آنان را ذليل و ضعيف مىساخت ، پسران آنها را سر مىبريد و ( تنها ) دخترانشان را باقى مىگذاشت . او از مفسدان بود . و حال آنكه ما اراده مىكرديم كه بر همان استضعاف‌شدگان از ناحيهء فرعون منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان قرار دهيم و آنان را در زمين مستقر سازيم و به دست آنان به فرعون و ( وزيرش ) هامان آن را نشان دهيم كه از آن حذر مىكردند . مىبينيم كه جملهء
« وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ »
و جملهء
« وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ . . . »
از آيهء سوّم ، عطف است به جملهء
« أَنْ نَمُنَّ »
از آيهء دوّم و متمّم مفاد آن است و بنابراين اين دو آيه را نمىتوان از يكديگر مجزّا ساخت . از طرف ديگر مىبينيم محتواى جملهء دوّم از آيهء سوّم يعنى جملهء
« وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ . . . »
مربوط است به محتواى آيهء اوّل ، و سرنوشت فرعون را كه در آيهء اوّل جبّاريّتهايش مطرح شده است مطرح كرده است ، پس آيهء سوّم را از آيهء اوّل نمىتوان جدا كرد و چون آيهء سوّم عطف به آيهء دوّم و متمّم آن است ، آيهء دوّم را نيز از آيهء اوّل نمىتوان جدا كرد . اگر آيهء سوّم نبود يا در آيهء سوّم سرنوشت فرعون و هامان مطرح نشده بود ، ممكن بود آيهء دوّم را از آيهء اوّل جدا كنيم و مستقل بگيريم و از آن يك اصل كلّى استفاده كنيم ، امّا پيوند جدا ناشدنى اين سه آيه به يكديگر مانع استفادهء يك اصل كلّى است . آنچه
هامش
( 1 ) . قصص / 4 - 6 .